۱۳۹۱ تیر ۲۵, یکشنبه

جوابی بر نوشته شاهزاده ،سوار بر اسب سفید *آقای رهبر

آقای رهبر امیدوارم این نوشته را که بر بند آخر نوشته شما ای کاش را
 
ازبنده نیز بر همان وزن ای کاش و خواسته و امید ببینید و بخوانید.//
 
*راد مردی تنها ،نشسته برمرکب خرد و مسلح به تک شمشیر اندیشه
 
روزگار را دیدیم و در چرخش آن چرخیدیم و پیچیدیم و از طغیان جهل ۵۷
 
که بد روزگارمان را سیاه کرد و بخاک سیاه نشاندمان جز افسوس و ناله 
 
اثری نماند .//
 
سیاهی با صورتکی دلفریب و آوازی خوش بزرگتر را فریفت با پول آب و
 
برقی و وعده های دیگر زندگیشان را سوزاند و هنوز بر بی تقصیرها هم 
 
میسوزاند.//
۳۳سال گذشت و بزرگترهای شرمنده ازساختن این سیاه آینده برای بچه
 
هایشان از انتخاب بد،اشتباه ،ناسپاسی وقدر نشناسی و خام خیالی خود 
 
نمی گویند و برخی هنوزبرکرده ننگینشان پا میفشارند تا غروراحمقانه اش
 
خرد نگردد ،خام خیالیست!!
 
اما دردل منتظرآن بزرگمرد وگوهرنژادی که همیشه دراخر،نیکی می آورد
 
هستند.//
 
نیک سیرت است ،از گفتار نیک سخن می گوید و همگان رابه کردار نیک
 
میخواندو در این دوره نامردی وریا ونیرنگ با داشتن وبی نیازی ازمال
 
دست نیازبرای نجات کشورش ومردم پشمان آن به سوی هرکس و ناکسی
 
دراز کرده ونه برای تاج و نه برای تخت بل به مهرمیهن میفشارد و بی
 
خردان را هنوزسر دشمنی است که کوردل و بد کینندو جاندوست که این
 
جانبازی را نمیخواهند ببینند و دیده شود،و اورا بزرگی و بزرگواری هست
 
که گوش به بدگوئی نا نجیبان به پدر مغفورش که درآن ملک به آن خدا
 
بیامرز معروف گشته ندهد و راه را بپیماید.//
 
به خونخواهی ندا وسهراب بر خواسته نه کین پدری که برحق شاه شهید
 
هست.//
 
در این دنیا ی بی وفا و دون پرور هر صد یا هزارسالی مادر دهر چنین
 
فرزندی بپرورد ،دانا و بخشنده و اندیشمند و صلح طلب و دلیر و از جان
 
گذشته وآگاه که کمال هنرزاییدن مادر دهراست وشاهزادگی هم بر آن زاده
 
کم است و نارسا .//
 
خدا که جای خود دارد وآیندگان هم بر ما نبخشند اگر راستی ودرستی را
 
در وی نبینیم واز حق وآخرین فرصت داداردریاری به او بهره نبریم
 
برای آزادی خویش.//
 
این است که باید شرمسار بود از بزرگواری که احوالپرس مجاهدی هست که
 
در ازبین بردن پدرش و دستاورد هایش که برای مردم و خودشان بود سهیم 
 
بودند و تقصیر کار،در دفاع ازآنها، بجای کین خواهی و سر کوفت و کوچک کردن شان.//
انقلاب طغیان جهل بود شکم سیری و زیاده خواهی،که دستاری را بر تاج
 
کیانی مرصع پسندیدند پدرانی که طبیعی وخردمندانه است دوباره خواستنش 
 
از پسران , که نه سزاوار سرزنش است ونه کسی شایسته است به گفتن
 
خلاف آن که انبانش ازجایگزینی بجای آن خالیست وباز مدینه فاضله ای
 
ندیده و پر هزینه که بس است که مرد زیرک یک چیز را دوبار نیازماید.//
 
ای کاش خرد داشتیم ،ای کاش خدمات رضا خان میر پنج را قدر میدانستیم
 
و بر خردش از تغییرمیر پنج به پهلوی آفرین میگفتیم که اینکار زنده کردن
 
حس میهن پرستی بود و نه شهوت نامدآری.............../
 
و بیم از کین اومدارید که جز  مهر و بخشش دراو نیست
 
وبترسید از کین آنها که سیه روزی حالشان را درانتقام از مسببین آن ,,
 
درآینده ,تحمل میکنند و بدان زنده اند و نفس میکشند .//

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر