۱۳۹۱ تیر ۳۰, جمعه

ما و اشتباه ،واکنش و برخورد ما نسبت به آن

ما و اشتباه ،واکنش و برخورد ما نسبت به آن
برای اکثر ما ایرانیان ،اشتباه کردن و قبول و باور آن بسیار سخت هست ،
و از آن میترسم و وحشت داریم.//
اما نسبت به آن واکنش هائی کم و بیش یکسان نشان میدهیم .//
اولین واکنش ما به گردن نگرفتن آن هست و حتی بقیمت تحریف معنای آن
به هر ترفندی متوسل میشویم که آنرا از سرمان باز کنیم .//
سپس سعی میکنیم از مکان وقوع آن حد اکثر فاصله را بگیریم و از آن
بگریزیم و فرار کنیم .//
بعد با فکر نکردن بدان به فراموش کردنش کمک میکنیم و بسادگی هم آنرا
فراموش میکنیم ،چنانچه حتی برای تجربه هم در یادمان نمی ماند.//
و اگر در این مورد موفق نبودیم به حمله متقابل دست میزنیم و با جنجال و
بزرگنمائی و یاداوری اشتباه گوینده ، و تکرار و اصرار بدان دیگران را نیز
شریک جرم یا حداقل وادار بسکوت میکنیم.//
از اقرار واعتراف به اشتباهمان وحشت داریم و بازگو کردن آنرا تضعیف و
نابودی شخصیتمان تصور میکنیم ،وبقول معروف نمی خواهیم که آتودست
کسی بدهیم .//
از تمام عوامل طبیعی و ماورا الطبیعه ،برای تغییر آن و تبدیل اشتباهمان به
بدشانسی و تلقین آن بدیگران یاری میگیریم و سو استفاده میکنیم .//
ناجوانمردانه از دوستی که با قبول ریسک و آگاهی از عواقب گوشزد کردن
اشتباه به ما شده ،دشمن میسازم و از وی دوری میکنیم و منتظر فرصتی
برای تلافی کردن و انتقام گرفتن میشویم .//
خلاصه از هر وسیله ای استفاده میکنیم و به هر چیز و راهی فکر میکنیم بجز
قبول وجبران کردن آن واین رفتاررا هم برای فرزندانمان بیادگار میگذاریم .//
چون نه منطق ،قبول اشتباهمان را داریم ،،نه شهامت اقرار و اعتراف به آن
را داریم ،، و نه از اثرات و منافع و خوبیهای جبران آن آگاه هستیم .//
بهمین دلیل از تکراری شدن و تکرار کردن دوباره همان اشتباه هم ابایی نداریم!!

یک کمی باور کنیم ، هنوز خیلی راه داریم

یک کمی باور کنیم ، هنوز خیلی راه داریم
سی سال از قبضه حکومت گذشته بود و فساد و بی لیاقتی و اختلاس
و مال اندوزی ،تمام حکومت را در بر گرفته بود و اعتراضات مردم به
صورت علنی همراه با فحش و نفرین دیده میشد و دانشگاه ها همانند
انبار باروت آماده انفجار بود و جوانان قابل کنترل و مهار نبودند،به
همه چیز بیتفاوت ولی با پتانسیل خیلی بالا آماده هر حرکتی بودند .//
حکومت آشکارا چند پاره شده بود و هر جناحی سهم بیشتری از قدرت
را میخواستند و کاملا با هم درگیر بودند ،محافظه کاران هیچ چیز را
نمیخواستند از دست بدهند و اصلاح طلبها هم که با ملاحظه و ترس
و ضعف در مقابل آنها ،منفعل و درمانده مانده بودند و مردم هم دیگر
هیچ امیدی به آنها نداشتند و تره هم برایشان خرد نمیکردند.//
و فاصله طبقاتی و فقر و بی عدالتی و تبعیض ایران را تبدیل به دیگ
بخاری که هر لحظه احتمال انفجار آن میرفت تبدیل کرده بود.//
مبالغ هنگفتی از فروش نفت و صرفه جویی دولت قبل و فروش
املاک و زمینهای مصادره ای و ملی و زد و بست های داخلی در
کشوربودکه داخل هیچ حسابی و چرخه پولی نبود و فقط یک بلبشو
وبهانه میتوانست بدون جنجال و پرده دری از ایران خارج گردد .//
و بنابر یکی از سیاست های کلان ج .ا بهیچ عنوان این میلیارد ها
دلار و پل نمیبایستی به جامعه تزریق و بدست مردم برسد که
سبب رشد اقتصادی و رفاه نسبی آنها شود تا سبب رشدو بوجود
آمدن قشر متوسط قوی گردد.//
موقعیت و اعتبار مسند ولایت فقیه زیر سوال و ضعیف گشته بود .//
تشخیص خودی از غیر خودی بسیار مشکل شده و بسیاری از خالصان
سابق یا بیتفاوت و یا مخالف و منتقد شده بودند.//
باید رژیم پاکسازی و واکسینه میشد، باید دوباره مرزبندی ها مشخص
و خط قرمز آشکار و باقیمانده ها حفظ میشدند،افراد نفوذی را باید هرچه
زودتر شناسائی و تصفیه میکردند .//
باید جریان اصلاح طلبی کاملا ویران و ریشه آن هم خشکانده میشد،،
باید جنبش دانشجویی شدیدا سرکوب شده و بدون پاسخگوئی به مرجعی
سران آن حذف میگردید.//
قدرت ولایت فقیه و اختیار نامحدودش باید به قویترین شکل و غیر منطقی
روش به مخالفانش نشان داده و تفهیم میگشت و مردم هم بدانند که این
ولایت فقیه صاحب جان و مال و زندگی آنها است .//
 
از مردم که چند سالی بود که زبان در آورده بودند باید زهر چشمی شدید
گرفته و گوشمالی سختی ببینند تا چند سالی جرات اعتراض نداشته باشند
تا نیروها با خیال راحت به وظایف دیگرشان برسند.//
این نیروی عظیم و سرگردان جوانان باید تخلیه و به هرز برود و بیهوده
مصرف شود و آنها هم مانند بزرگترهایشان ما را همیشگی و شکست ناپذیر
تصور بکنند و به مدل مو و مواد و عشق و حالشان فقط فکر بکنند ،//
 
و باید بهانه اینکار طوری باشد که حق صددرصد با مردم باشدو درست
بگویند و بر حق باشند و به خودشان و کارشان هم مطمئن و مصمم باشند
که با سرکوب آن دیگر به حق ناحق و خوب و بد و درست اشتباه هم نتوانند
فکر کنند و متوقع باشند و مارا هم بهتر بشناسند.//
 
دانه درشت ها و زبان دراز ها را هم در شلوغی و سرکوب واداربه همکاری
ودر غیر آنصورت حبس و بند و حذف باید کرد .//
و در کل و مجموعا،باید نظام را حداقل برای بیست تا چهل سال آینده واکسن
زده و آن را بیمه باید کرد.،//
کاملا پیشرفته و علمی ومنطقی و امروزی فکر کردند و برنامه ریزی کردند و با محاسبات دقیق نیرو و هزینه و زمان آنرا هدایت کردند و با هنرنمائی بینظیرو خارق العاده هنرپیشه ها وکارگردانی خیلی عالی،آنرا درحد یک اتفاق و یا فتنه و بلا ی ناگهانی وغیرقابل پیشبینی و تصوربه مردم و دنیا نمایش دادند.//
در نوشته بعد برای دیر باوران و خوش باوران ،دلایل و شواهد و مدارک این نظر را مینویسم، هر چند که خودم را روحی و جسمی آماده توهین ها وتهمت ها وکردم و به نکات خوب و بد و مثبت و منفی آنهم واقفم پذیرای آن هستم ،.//

زندگی، پول و عدد و رقم ، و دیگر هیچ

زندگی، پول و عدد و رقم ، و دیگر هیچ
بیرون ،هوابس ناجوانمردانه سرد است .//
به گرمای مطبوع وآمیخته به رایحه قهوه داخل یک کافی شاپ
پناه میبرم ،کنار پنجره رو به بیرون جا بود و نشستم .//
به مردم بیرون چشم میدوزم و به حرفهای اطرافیانم گوش میسپارم.//
زبانهای مختلف و گویش های متفاوت اما تقریبا حرف آخر تمامی
آنها یک چیز هست ،پول ، پول هست ،بله پول ...//
پولهای دریافتی ،و پولهای پرداختی ...//
پولهای خرج شده ،و پولهائی که باید خرج بشه ....//
پول، برای رفع نیازها ،و نیاز مبرم به کسب پول ها ...//
پول حقوق سر ماه ،و پولهای قبض ها و بیل ها و رسید ها ....//
تلاش برای بدست آوردن پول و کوشش برای خرج کردن همان پول ..//
تلاش برای اضافه کردن صفرهای حساب پس انداز بانک ،،برای روزمبادا
و پیری و تنهائی و بیکاری و بیکسی .....//
روزی که نمیدونی کی میرسه وهیچکس هم هیچ تضمینی برای رسیدن
به آن روزها را، به هیچکس نمیتونه بده ...//
عدد ،، رقم ،،شماره ،،یک ،،صفر،، صفر،,یک ،،نه،، دو،، صفر ،،یک .//
تمام فکر ما را اعداد وارقام پرکردند ودیگرمجالی برای فکر کردن به زندگی
و زندگی کردن برای ما نمانده ....//
و همان اعداد و ارقام و بالاخص، صفرها تبدیل به زنجیر شدند و به گردن ما
افتاده وبا بیرحمی تمام ما را،به هر کاری وادار میکنه وبه هرراهی میکشونه.//
* پول در آوردن ،برای زندگی کردن ؟ یا زندگی کردن، بخاطر پول در آوردن ؟؟**
بقول محسن عزیز :
عدد ،عدد،عدد ،عدد ،عدد ....عدد بده ...//
ببین چگونه جان مشوش است عدد بده ...//
ببین احاطه کرده است ،،عدد فکر خلق را...//
ببین چگونه پول میدهیم ،، نفت و آب و برق را...//

از خودتان کمی بیرون بیایید،دنیای واقعی از دنیای ساخته خودتان بزرگتر و ...

از خودتان کمی بیرون بیایید،دنیای واقعی از دنیای ساخته خودتان بزرگتر و ...
روشنتر، زیباتر و رنگین تر و پر امیدتر هست،نترسید چیزی برای از دست
دادن و پشما ن شدن و حسرت خوردن دیگر برایتان باقی نمانده، جز مشتی
توهم و خاطره و نفرت و کینه و آرزوهای بر باد رفته و خیالات سوخته و
بی ارزش و کوهی از اما و اگر و شاید و ای کاش .........//
و تراوشات مبهم ومشوش،آمیخته باوحشت وحسرت را با مغزی که دربندش
کردی، دون کیشوت وار درخیالات روزانه که شبها کابوسی مهیب برایتان
هست به جنگ آسیاب ها،آنهم در*مجازودنیای مجازی،نه درواقعیت میروید//
با ترسی که بدان خو کردید ورهایتان نمیکند، که ازانتخاب اسمهای عجیب
و غریب کاربری تان پیداست ،میروید و میجنگید و میخروشید
و به هم فریب تقدیم میکنید و دروغ هدیه میدهید وعکس سراب را برای
هم امضا میکنید و با رنگی و عددی کاسبی میکنید.//
وبه کسیکه تعداد کشته ها را بیشتر نوشته امتیاز میدهی یا کسیکه که فیلم
دلخراشتری ازمبارزات جائی که بتومربوط نیست را تحسین میکنی و بدنبال
روشی برای همدردی و دلجوئی که خودت بیشتر نیازمند آنی، برای باقی
ماندگان آن میگردی و از بدبختی خودت بیخبر و گمراهی .....//
و ترس و بیغیرتی خودت را با دادن امتیاز و دادن القاب شیر ودلیر و هر
چیز که خودت نداری به کلیپ دختری که ساده وبیریا وعادی در تلویزیون
وطنت غلط کردمی گفته،پنهان میکنی و آنرا ضربه آخر برای سرنگونی
رژیم جلوه میدهی که کم کم خودت هم باورت میشود.//
و یا به کسیکه،دلش برای آن سیاهکاری که جدیدا سبز شده غنج میزند
و با ترکیب و ترتیب حروف و کلمات ،سوگنامه ومهملی بافته را ستایش ،
میکنی و آینده ای چون فروغ برایش ترسیم میکنی .///
و برای پسر ،پدری که تا خرخره در جنایت است و خودش هم ،سابقه ی
خوبی که هرگزجستجویش نمیکنی وندارد،گلو جرمیدهی وزوزه میکشی.//
وبا مخالفت کورو بی ادبی وهتاکی به بزرگان و نوشتن کامنتی پرازغلط
املائی و انشائی که کودک را هم میخنداند در کسب،خودنمائی وبزرگی
بر میائی وجنون وتوهم روشنفکری ترا در هم میپیچد.//
نوشته ای را با حقارت ازکسی و جائی میربایی و با کمی پس و پیش،
نام مجعولت را در پایش میگذاری وبه گدائی توجه مینشینی و دست دراز
میکنی و حرمت و هویت و شخصیت و هستی خود را در بالاتر رفتن رقم
و اعداد صدقه داده به آن،میپنداری .//
بعد به آشنایت با صد قسم ،میقبولانی که آن اسم عجیب تو هستی وکارت
دیده شده و نفرهائی هم امتیازی داده اند و تو هم سینه جلو میدهی وآنقدر
دم ازمبارزه در راه میهن و آزادی و وظیفه و ..... میزنی تا از تو بگریزد.//
به مخالف سلیقه صد رنگت ،بدون دلیل و جواب و منطقی که از بیشرمی
و وقاحت ودنائت سرچشمه دارد ،هر تهمت و بهتان وافترا و وصله ای
میچسبانی و با همراهی چند مفلوکتروپریشانتر از خودت از این دنیائی که
گاهی خودت را هم منزجر و متنفر میکند ،،دفاع میکنی و بیشتر در این
مرداب فرو میروی و با هر نیرنگی وترفندی برای تنها غرق نشدن، چند
نفری را هم با خود به داخلش میکشی و به هر چیزی چنگ میزنی .//
یکبار ببین وبدان که تو ثقل ومرکز زمین نیستی ونترس وشجاع باش
و یکبار بدون نگرانی و ترس و خجالت و غرور و خودبینی ،سرت را
بالا بگیر و نگاهی به اطرافت بکن،تا ببینی که دیگران هم هستند و
دنیای دیگری هم هست وتوهم کاملا برای انتخاب آزادهستی و میتوانی .....

نماینده ارومیه:اگر سونامی نمک دریاچه ارومیه رخ دهد، باید منطقه تخلیه شود.

نماینده ارومیه:اگر سونامی نمک دریاچه ارومیه رخ دهد، باید منطقه تخلیه شود.
«واقعیت این است که عدم درک صحیح مشکلات ناشی از خشکی دریاچه ارومیه یکی از مشکلات اساسی است .//«در مرحله اول شهرستان‌های شبستر، آذرشهر و تبریز در خطر هستند و اگر کمی جهت وزش باد عوض شود عجب‌شیر، ملکان و بناب هم در مسیر توفان قرار خواهند گرفت و این شهرها باید تخلیه شوند.» //

این نماینده مجلس به سونامی‌های نمکی اشاره می‌کند که در کمین مردم منطقه است و می‌گوید: «هفته قبل دوبار توفانِ نمک دامن مردم منطقه را گرفت. در چند سال گذشته بارها نسبت به وقوع توفان ریزگردهای نمکی ناشی از خشک شدن دریاچه هشدار داده‌ایم و زندگی و جان مردم منطقه در خطر است. //
ضمن اینکه در چند نقطه توفان نمک‌های خشک شده دریاچه ارومیه جمع شده‌اند و با وزش باد به به مناطق اطراف برده می‌شود. در مرحله اول شهرستان‌های شبستر، آذرشهر و تبریز در خطر هستند و اگر کمی جهت وزش باد عوض شود عجب‌شیر، ملکان و بناب هم در مسیر توفان قرار خواهند گرفت و این شهرها باید تخلیه شوند.»//

قاضی پور در پایان در پاسخ به این سؤال که چرا در چند سال گذشته معضل خشک شدن دریاچه ارومیه مطرح شده و جلسات متعددی بین مسئولان ذیربط برگزار شده، اما هیچ گونه نتیجه‌ای در برنداشته است، می‌گوید: «واقعیت این است که عدم درک صحیح مشکلات ناشی از خشکی دریاچه ارومیه یکی از مشکلات اساسی است و متاسفانه تلاش برای نجات این دروی در ادامه می‌گوید: «در آخرین روزهای مجلس هشتم نزد وزیر نیرو رفتیم و ایشان قطعا گفت که پروژه طرح انتقال آب از سد ارس به دریاچه ارومیه به اتمام رسیده و به پیمانکار واگذار می‌شود تا اجرایی شود. این طرح اگر به مرحله عملیاتی برسد، حداکثر دو سال طول می‌کشد تا آب به دریاچه ارومیه برسد و امیدواریم در این مدت این دریاچه دوام بیاورد.»//

 قاضی‌پور درباره اولین طرح اجرایی انتقال آب به دریاچه ارومیه می‌گوید: «در مرحله اول قرار است در زمستان امسال 300 میلیون متر مکعب آب از سد سیلوه شهر پیرانشهر به دریاچه ارومیه انتقال داده شود و در مرحله دوم از سد ارس یک میلیارد متر مکعب به دریاچه منتقل می‌شود.»//

 نماینده ارومیه با اشاره به اینکه در حال حاضر 70 درصد دریاچه ارومیه خشک شده است، تأکید می‌کند که دریاچه ارومیه 26 میلیارد مترمکعب کسری آب دارد و فقط حدود 6 میلیارد مترمکعب آب دارد.//

۱۳۹۱ تیر ۲۸, چهارشنبه

اولین و آخرین ماه رمضان و روزه گرفتن من

اولین و آخرین ماه رمضان و روزه گرفتن من
 
ماه رمضون برای من ،فقط صدای اذان و ربنا ، بوی حلوا و کاچی
خیابونهای خلوت و مغازه های بسته ، قیافه های بی حال و چشم های
گود نشسته بود //
از بچگی هم وقتی قیافه های بیحال و خواب آلود و گرسنه رو میدیدم ،
روزه گرفتن برام یه مسئله بی جواب شده بود و علت این گرسنگی
کشیدن رو نمیفهمیدم .!!/
مادرم کم حوصله میشد و نظم خونه و زندگی بهم میریخت ، یازده ماه صبحونه رو با هم بخوریم و با اومدن آوای ربنا دیگه از سفره صبح
و نون گرفتن خبری نبود .//
اما از همون موقع هم فکر میکردم دلیل نیمه شب بیدار شدن و نصفه
نیمه کار کردن و خوابیدن بی وقت برای تحمل گرسنگی و نخوردن و
 یهو پر خوردن ، چی هست ؟

 
اصلا نمیفهمیدم !!!
عبادت که نمیفهمیدم چیه ؟
از معده درد دائی هم فهمیدم برای سلامتی نمیتونه باشه !!
برای چی باید تحمل خودمون رو زیاد کنیم هم برام مجهول بود ؟
درد گرسنه هارو فهمیدن هم در مقابل چشاندن لذت سیری به اونها
احمقانه بود !!
خدا هم که مهربون هست و کسی رو نمیتونه اذیت بکنه !!
یکی دوبار روزه کله گنجشکی گرفتم ،که فهمیدم بچه خر کن هست ،
اما نمیدونم ۱۳ یا ۱۴ سالم بود که تصمیم جدی گرفتم که درست از این
اذان تا آن اذان رو مردونه تحمل کنم و نشون بدم که من هم ..........//
با بی اشتهائی و زورکی سحری رو خوردم و نماز صبح رو با ظهر یکجا کردم .//
نمیدونم چه فصلی بود اما هوا گرم بود و از ظهر تشنگی اومد سروقتم ...//
داداش بزرگم که دوسالی از من بزرگتر بود و افتخار چند بار روزه گرفتن
رو گاه و بیگاه به رخ ما میکشد فقط منو میپااید ، خیلی مطمئن بود که من نمیتونم .//
درگیری من با خودم شروع شد ،سنگین و بیرحم و سرسختانه ......//
تشنگی فشار می آورد ، حالا بیشتر ازخدا از داداشم حساب میبردم و
فکر زدن پوزش و احساس رضایت از پیروزی برای لحظاتی تشنگی رو
از یادم میبرد ، ولی شدیدتر برمیگشت و طاقتم رو طاق میکرد .//
تا عصر جنگیدم و مادرم صدا زد :بیا تو حیاط ، خنک هست .//
رفتم دیدم داره به باغچه و گل و گیآهای خودش آب میده ، آب ،
خیلی قشنگ و نازنینی از سر شیلبگ بیرون میزد و منو صدا میکرد،
رفتم نشستم رو تخت زیر درخت و فقط خیره شده بودم به آب و شیلنگ 
و بعد متوجه شدم که مادرم هم همانطور به من خیره شده ،گفت خودتو
اذیت نکن اگه میخواهی بخوری ،بخور ....//
از رو تاریک شدن هوا فهمیدم نیمساعت دیگه اذان رو میگن ، گفتم نه,
 و رو تخت دراز کشیدم ،مادر هم رفت بساط افطاریرو حاضر کنه و بچینه،
با رفتنش و تنها شدنم ،یه حس عجیبی بهم دست داد ،
نه تشنه بودم و نه گرسنه و نه کلافه نه منتظر ،برام دیگه گرفتن و
نگرفتن هم مهم نبود ،یه فکر سبک تو مغزم جریان داشت و هی میگفت:
 خوب که چی ؟
صبح تاحالا هی بخودت پیچیدی ، هی کلنجار رفتی ، درگیر شدی ، که چی ؟
خودتو نشون بدی ؟ بزرگ شدی ؟ میتونی ؟فردا به همه بگی ؟
طلبکار باشی ، تمام اینها اومد و رفت و آخرین چیز و آخرین کس ،خدا بود
،که وقتی خودمو گذاشتم ،جای اون هر جور فکر کردم دیدم راضی نمیشم و
خوشم نمیاد که بنده هام اینجوری با خودشون درگیر بشن وبه خودشون گیر بدن ،نه اصلا ،.......

  
خیلی سبک و آسوده بلند شدم رفتم لب باغچه سر شیلنگ رو گذاشتم لب
دهنم و دوتا قلپ بزرگ آب رو دادم پایین و سبکتر و راحتتر خودم رو انداختم رو تخت و رو به آسمون و دستهام رو زیر سرم گذاشتم و به
صدای رادیو که مادرم بلند کرده بود و داشت ناقوس دعای قبل از اذان
رو میزد گوش میدادم.//
 
جالب بود که اصلا احساس گناه هم نمیکردم و برعکس یه حس رضایت شدید تو وجودم بود ،داداشم اومد و سوالی که از صبح صدبار ازم پرسیده بود رو با بیمیلی از من پرسید و وقتی گفتم همین الان آب خوردم تعجب و گردی چشماش رو تا بعد از افطار که داشت برای پدرم تعریف میکرد رو تو صورتش میدیدم .//
پدرم برعکس مادر باور کرد و نگاهی تو چشمانم کرد و لبخندی زد که
هنوز معنی و مفهومش رو نفهمیدم!!//
 و اون روزه اولین و آخرین روزه ای بود که من گرفتم ،
و هنوز هم از اینکه زود با خودم کنار اومدم خیلی راضی هستم .//

نگران نباشید،گلشیفته فیلم بازی میکند ، جای کس و کار شما را نگرفته و تنگ نکرده است

نگران نباشید، گلشیفته فیلم بازی میکند ،
جای کس و کار شما را نگرفته و تنگ نکرده است!
 
چنان داد و هوار و فغان از نقش جدید گلشیفته فراهانی ( روسپی ) راه انداخته اند که آدم شک میکند که مبادا گلشیفته ندانسته جای کس و کار
 و آشنایان ،آنها را گرفته و نان آنها را بریده ویا عرصه را چنان بر آنان تنگ کرده که دیگر مشتری ندارندو حق پااندازی آقایان قطع شده است .//
 
 
هرچند که این فریادها و عربده ها مشکوک هست ،

اما خدمت آقایان نگران و مضطرب اطمینان میدهم که گلشیفته مشغول فعالیت هنری خودش هست و مطالعه و ...

و اصلا نیازی به این کارها و رفتار ها ندارد و اگر دستاویز این سخنان ان عکس هاست ،به دلیل سیاه و سفید بودن و زمینه مشکی و تیره آن بیشتر فکر کنید که حتما پی بعلت آن خواهید برد .//
 
 
و شما بجای اینکه نگران گلشیفته عزیز که بالغ و عاقل هست و توان مادی خوب هم دارد و از هوش و زیبائی خداداد هم بهره کافی را برده و نیازی به اینگونه اعمال ندارد , باشید......... ،

بروید وبه پایین آمدن سن فحشا در ام القرای اسلام بپردازید و نقش خودتان و آخوند هارا در این مساله ریشه یابی کنید که پس از سونامی اعتیاد و مواد مخدر با سونامی فحشا و زنان خیابانی و ایدز مواجه نشوید.//
 
آقایانی که عمامه ندارند ازهمین حالا فکر کلاهی برای بالاتر گذاشتن باشند
و بکنند .//

ا ی کاش لااقل دودی نداشت که تو چشمها بره و بسوزونه...

ولی داشت و جگر هارا هم بد سوزاند ....

۱۳۹۱ تیر ۲۷, سه‌شنبه

آگهی فوت و خاکسپاری دریاچه اورمیه

آگهی فوت و خاکسپاری دریاچه اورمیه

              همانا تاریخ بهترین داور است
با کمال خجالت و جهالت ،خبر خشک شدن تدریجی و مرگ دریاچه اورمیه

را به اطلاع کلیه نیاکان و آیندگان میرسانم .//
بدینوسیله خبر مرگ غریبانه و مظلومانه و نابودی آگاهانه دریاچه اورمیه

را در تاریخ ;
آخرین دهه /سیزدهمین سده / هزاره دوم از تاریخ چند هزار ساله ایران,
این مرز و بوم را به اطلاع تمامی زندگان و رفتگان و نیاکان و آیندگان این

کهن دیار میرسانم .//
بهمین مناسبت مجلس یاد آوری آن مظلوم در پیشگاه وجدان هر ایرانی

برگزار میگردد.//
از شما تقاضا میگردد با حضور خود ,

در پیشگاه  این  تفکر ودر مورد این خیانت و جنایت ,

جوابی برای آیندگان این خاک پیدا کنیم .//
حضور شما در این  مجلس ، سبب تسلی خاطرنیاکان ما و کمتر شرمسار

گشتن در مقابل آیندگان ما میگردد .//
ساعت حرکت : راس ساعت بیداری وجدان

مکان : ایران - آذربایجان - رضائیه - جنب حرم خشک شده - بر سر مزار دریاچه اورمیه 

از آوردن بهانه و اگر و اما و شاید جدا خودداری کنید.//
از طرف خانواده های :
ایرانشهر - ایرانزمین - ایرانویچ - مرز پر گهر - ایران بانو - ایرانمهر -
ایرانپور - ایراندوست - ا یرانزاد - ایرانی نژاد -ایرانی نسب - ایران داد -
کیانیان -پیشدادیان - هخامنشی - اشکانی - ساسانی - سامانی - صفوی -
افشار -زند - قاجار و پهلوی

۱۳۹۱ تیر ۲۶, دوشنبه

گفتند که این منطق اسلام عزیز است ..

*یکمشت گدای عرب از راه رسیدند ... در خانه و کاشانه ما لانه گزیدند /
 
*با چرک و شپش ،لشگر جرار گدایان ... از سامره و کوفه و بغداد رسیدند/
 
*با روضه وبا زوزه دراین باغ پرازگل ..چون گاو لمیدند و چریدند و دریدند/
 
*با چوب و چماق و قمه و دشنه و چاقو.. سرها بشکستند و شکمها بدریدند/
 
*با زور و ریا کاری و دزدی و تقلب.... بر قامت دین جامه ی تزویر بریدند./
 
*گفتند که این منطق اسلام عزیز است .. اینآن که سیه کارترازشمرویزیدند /
 
*درمیهن ما، منطق اسلام چماق است...دزدان همگی پیرواین دین مبین اند /
 
موسیقیشان شیون مرگ است گدائی...این مرده خوران دشمن شادی وامیدند/
 
*جزمفتخوری مرده خوری نوحه سرائی..ملت هنری دیگرازاین شیخ ندیدند/
 
*در عصر اتم بر شتر لنگ سوارند ...   گوئی خبر از علم و تمدن نشنیدند/
 
*کوته نظران قاصد دوران توحّش.....    بر سقف جهان تار خرافات تنیدند/
 
*بستند به نفرت در دانشکده ها را ....   استاد مبارز همه در بند کشیدند /
 
ا*ینک به صحن چمن دانش وفرهنگ ... هر جمعه چنان گله بزغاله چریدند /
 
*روزی که جوانان وطن با غم واندوه ... لبخند زنان ذائقه مرگ چشیدند/
 
*خیل فقها رفته به سوراخ چون موش .... در لیفه تنبان زن خویش چپیدند /
 
*امروز سرافراشته درعین وقاحت ... این مرده خوران مدعی خون شهیدند/
 
*اینک همه با غارت این مردم بدبخت... گویی شرف گمشده را باز خریدند/
 
*اکنون سفیهان همه درمسند جاهند...اکنون  فقیهان همه چرمنگ و پلیدند/
 
*القصه در این دور به حیرت .......این ,/.\-^*,;:[  چون همینند و همینند /

۱۳۹۱ تیر ۲۵, یکشنبه

احمدی مقدم : تلویزیون مرغ خوردن نشان ندهد !!

احمدی مقدم : تلویزیون مرغ خوردن نشان ندهد !!
احمدی مقدم ،تلویزیون باید خیلی چیز ها رانشان ندهد ،برای مثال :


سنگ پای قزوین را نشان ندهد که یاد روی شما بیفتیم .....


میمون نشان ندهد که یاد ادا بازی و مسخرگی کسی بیفتیم ........


دلقکی نشان ندهد که با کسی که خودش را تا آن حد میگیرد، اشتباه بگیریم ........


گوریل نشان ندهد که شبیه کسی باشد .......



خرس نشان ندهد که با هیکل و قواره شما اشتباه بگیریم ......


و مهمتر از همه الاغ نشان ندهد که ما یادی از شما نکنیم و آبروی الاغ را هم نبریم .//

واژه شناسی ,برخی از واژه های معروف و پر مصرف جمهوری اسلامی

برخی از واژه های معروف و پر مصرف ج .اسلامی که بگوشتان آشناست :
دشمن : هر شخصی که مخالف جمهوری اسلامی باشد. //
ضد انقلاب: کسی که انقلاب را کار انگلیس ودولتهای خارجی بداند.//
مفسد فی الارض:کسی که مال و منال دارد و با اعدام وی انرا تصاحب کنند//
عوامل استکبار :مخا لفینی که مدرکی بر علیه شان ندارند .//
عوامل استکبار جهانی : همان اشخاص اما خارج از ایران زندگی میکنند. //
عامل صهیونیست :شخص مخالفی که بزودی دستگیر میشود.//
نوکر امریکا :مخالفینی که از نظر اقتصادی و سیاسی رابطه با امریکا را
خوب میدانند.//
سلطنت طلبان طاغوتی :کسیکه دوران شاه را ازدوران ج.ا بهتر بداند .//
فتنه گران : کسانی که دنبال رای خود بگردند تا ان را پس بگیرند .//
جریان انحرافی :موافقانی که قدرتمند شدند و سهم بیشتری طلب میکنند.//
عوامل خودسر : کسانی که فقط با فتوای مراجع اقدام میکنند ودستخط کتبی میگیرند تا آدم بکشند  .//
نیروهای خودجوش: علافها ئیکه با اولین تماس ومبلغ مشخص , در محل

حاضر میشوندتا صحنه را تا آمدن مردم همیشه در صحنه شلوغ کنند .//
نیروهای مردمی :کسانی که با یک وعده غذا و ساندیس نیرو میگیرند  و با اتوبوس جابجا میشوند  .//
برانداز :کسانی که حتی خواب رفتن جمهوری اسلامی را ببینند .//
برانداز نرم : کسانیکه باید با باتوم , سفت و سخت  کتک بخورند.//
دشمنان نظام : کسانیکه معتقد به بی نظمی و بی انضباطی ج . ا هست .//
مزدوران استکبار و صهیونیست جهانی :کسانی که با رادیو فردا گفتگو
کرده اند.//
حزب اللهی ها :کسانی که صبحانه و نهار و شامشان را مجانی در مسجد و هیات میخورند .//
گروه فشار :کسانیکه برای ((نفهمیدن)) و کتک زدن مردم تربیت شدند .//
کارگزاران :کسانیکه بیکار بودند و با فامیل و پارتی وارد دولت شدند و هیچ کاری نمیکنند .//
سازندگان و آباد گران:قسم خوردگان پول ومقام , به بهای نابودی و ویران کردن هر کاشانه ای.//
نیروهای مخلص بسیج :افراد ساده لوحی که کمترین حقوق را میگیرند وبیشترین کار را میکنند .//
سردار: کسیکه به لقب دلخوش میشود دهانش را میبندد و باید جان بکند
و حقوق بگیرد .//
جاسوس صهیونیستی :کسیکه باید به هر نحوی اعدام گردد .//
منافقین :کسانیکه هر کشتار و ترور و خرابکاری خودشان را بدانها
نسبت دهند .//
مردم و ملت خوب و فهیم:کسانیکه گولشان بزنند تا در انتخابات شرکت کنند .//
امت همیشه در صحنه: سیاه لشگر های نمایشات خیابانی روز قدس و ۲۲ بهمن و نماز جمعه .//
مسئولین نظام :افراد مشخص وشناخته شده رژیم در کشتن مردم و ویران کردن ایران .//
مقامات ج. اسلامی :افراد گلچین و مرتبط با MI6 و استخبارات کشورهای عربی و مجریان دستور . //

جوابی بر نوشته شاهزاده ،سوار بر اسب سفید *آقای رهبر

آقای رهبر امیدوارم این نوشته را که بر بند آخر نوشته شما ای کاش را
 
ازبنده نیز بر همان وزن ای کاش و خواسته و امید ببینید و بخوانید.//
 
*راد مردی تنها ،نشسته برمرکب خرد و مسلح به تک شمشیر اندیشه
 
روزگار را دیدیم و در چرخش آن چرخیدیم و پیچیدیم و از طغیان جهل ۵۷
 
که بد روزگارمان را سیاه کرد و بخاک سیاه نشاندمان جز افسوس و ناله 
 
اثری نماند .//
 
سیاهی با صورتکی دلفریب و آوازی خوش بزرگتر را فریفت با پول آب و
 
برقی و وعده های دیگر زندگیشان را سوزاند و هنوز بر بی تقصیرها هم 
 
میسوزاند.//
۳۳سال گذشت و بزرگترهای شرمنده ازساختن این سیاه آینده برای بچه
 
هایشان از انتخاب بد،اشتباه ،ناسپاسی وقدر نشناسی و خام خیالی خود 
 
نمی گویند و برخی هنوزبرکرده ننگینشان پا میفشارند تا غروراحمقانه اش
 
خرد نگردد ،خام خیالیست!!
 
اما دردل منتظرآن بزرگمرد وگوهرنژادی که همیشه دراخر،نیکی می آورد
 
هستند.//
 
نیک سیرت است ،از گفتار نیک سخن می گوید و همگان رابه کردار نیک
 
میخواندو در این دوره نامردی وریا ونیرنگ با داشتن وبی نیازی ازمال
 
دست نیازبرای نجات کشورش ومردم پشمان آن به سوی هرکس و ناکسی
 
دراز کرده ونه برای تاج و نه برای تخت بل به مهرمیهن میفشارد و بی
 
خردان را هنوزسر دشمنی است که کوردل و بد کینندو جاندوست که این
 
جانبازی را نمیخواهند ببینند و دیده شود،و اورا بزرگی و بزرگواری هست
 
که گوش به بدگوئی نا نجیبان به پدر مغفورش که درآن ملک به آن خدا
 
بیامرز معروف گشته ندهد و راه را بپیماید.//
 
به خونخواهی ندا وسهراب بر خواسته نه کین پدری که برحق شاه شهید
 
هست.//
 
در این دنیا ی بی وفا و دون پرور هر صد یا هزارسالی مادر دهر چنین
 
فرزندی بپرورد ،دانا و بخشنده و اندیشمند و صلح طلب و دلیر و از جان
 
گذشته وآگاه که کمال هنرزاییدن مادر دهراست وشاهزادگی هم بر آن زاده
 
کم است و نارسا .//
 
خدا که جای خود دارد وآیندگان هم بر ما نبخشند اگر راستی ودرستی را
 
در وی نبینیم واز حق وآخرین فرصت داداردریاری به او بهره نبریم
 
برای آزادی خویش.//
 
این است که باید شرمسار بود از بزرگواری که احوالپرس مجاهدی هست که
 
در ازبین بردن پدرش و دستاورد هایش که برای مردم و خودشان بود سهیم 
 
بودند و تقصیر کار،در دفاع ازآنها، بجای کین خواهی و سر کوفت و کوچک کردن شان.//
انقلاب طغیان جهل بود شکم سیری و زیاده خواهی،که دستاری را بر تاج
 
کیانی مرصع پسندیدند پدرانی که طبیعی وخردمندانه است دوباره خواستنش 
 
از پسران , که نه سزاوار سرزنش است ونه کسی شایسته است به گفتن
 
خلاف آن که انبانش ازجایگزینی بجای آن خالیست وباز مدینه فاضله ای
 
ندیده و پر هزینه که بس است که مرد زیرک یک چیز را دوبار نیازماید.//
 
ای کاش خرد داشتیم ،ای کاش خدمات رضا خان میر پنج را قدر میدانستیم
 
و بر خردش از تغییرمیر پنج به پهلوی آفرین میگفتیم که اینکار زنده کردن
 
حس میهن پرستی بود و نه شهوت نامدآری.............../
 
و بیم از کین اومدارید که جز  مهر و بخشش دراو نیست
 
وبترسید از کین آنها که سیه روزی حالشان را درانتقام از مسببین آن ,,
 
درآینده ,تحمل میکنند و بدان زنده اند و نفس میکشند .//

آیا هجوم حیوانات وحشی به تهران قبل از ثبت نام انتخابات مجلس تصادفی است ؟

در خبرها شاهد دستگیری و بدام انداختن چند قلاده بچه شیر ،کرکس و
 
روباه و دیگر حیوانات وحشی در تهران و اطراف آن بودیم که درست
 
مصادف با آغاز ثبت نام کاندیدا های دوره نهم مجلس شورای اسلامی گردید
 
که ایجاد شک در اعلام آمادگی آنها در انتخابات را در اذهان بوجود آورد ،که 
با توجه به حال و روز آنها و بی توجهی به محیط زیست و حیات وحش و
 
نابودی آنها این حرکت چندان دور از عقل و بعید نیست .//
و شاید با درک از مشکلات فراوان انسانی و اجتماعی و غیره وناتوانی و
 
بیکفایتی نمایندگان در رفع و حل مشکلات و بی توجهی و فرار از آن وعدم
 
پاسخگوئی به مردم و جدیت و تلاش برای مادام العمرکردن حقوق خودشان
 
و همکاری با باند اختلاسگران و سر کیسه کردن دولت و کندن مو از خرس
 
و .......بناچار حیوانات با دیدن بی تفاوتی نمایندگان به خشک شدن دریاچه
 
اورمیه ورشد کویر فهمیدند و  شصتشان خبردار شد که اگر نجنبند تا چهار
 
سال دیگرنسل همه منقرض شده و هیچکس هم جوابگو نخواهد بود.//
که بد هم نیست برای جوری جنس و تکمیل کلکسیون مجلس چند راس از
 
 این حیوانات را شورای نگهبان تایید صلاحیت کرده و به مجلس راه دهند
 
که اگر دیدیم از نمایندگان قبلی مسئول تر و فعالتر و کارائی بهتری داشتند
 
مجلس را به آنها سپرده و به بقیه نمایندگان یا از آنها کارآموزی کنند و یا
 
به  کارهای دیگر برسند.//
و با نگاه به تاریخ و فرهنگ بشری میبینیم که انسان بسیاری از کارها و
 
روش های زندگی خود را از جانوران یاد گرفته و بکار بسته و شاید این
 
اتفاق هم ندائی از غیب باشد و حکمتی در آن نهفته باشد که نحوه صحیح و
 
درست رفتار با هم و با مردم و طبیعت و جانداران و همزیستی و ......را از 
 
آنها کسب کنیم تا شاید گره کور این هردمبیل و بلبشو بدست آنها باز شود .//

یک کاری کردم که دیگه جبران نشد و نمیشه......1

چند روزی هست که فکرم شدیدا مشغول و گرفتارجوانانی هست که از

مسببین طغیان جهل ۵۷ طلب غرامت کردند و کمپین گذاشتند و نسل قبل رو

کت بسته کردنش سه کنج دیوارو اجازه نفس کشیدن هم بهشون نمیدن چه 

برسه حرف زدن و دفاع کردن و بهانه آوردن !!//
از بدهکاری اصلا خوشم نمیاد،حس بدی داره و آدمو محدود میکنه ،البته
 
من سنگامو با خودم واز کردم هم به اشتباه و نادانی خودم اعتراف کردم ،
 
هم تعهد کردم که پرداخت بکنم ،هم ازشون عذر خواستم و طلب عفو کردم.//
برای جبران و پرداخت هم از خون و جون مایه گذاشتم ،خلاصه این جون
 
لعنتی که توی تظاهراتها مفت دررفت و از درگیریها سالم دراومد و پای
 
اعدام ها هم نرفت و توی بیابون های سومار و کوههای بلند وسرد کردستان
 
هم آخ نگفت و داغ شهادت رو بدل حاج آقا مسجدی گذاشت و توی موشک
 
بارونها هم که عینشوتهرون بودم هم تسلیم نشد ،بدرد ودیعه گذاشتن به 
 
نسل بعدی ما خورد و کارائی خودشو نشون داد و آبرومونو اینجا خرید.//
حالا شاید بعضی ها بگن چرا از جون مایه گذاشتی ؟؟
راستشو بخواین ،هر چی فکر کردم دیدم برای اون خطا و اون طلب و اون
 
طلبکارا ،اینجا هم کم بیاریم و فی عوضی بدیم افت داره و گفتیم اونها که
 
نمیدونن جنسش بنجل هست از جنسهای چینی هم بیخودتره ویه زمانی از
 
مفت هم مفت تربود و بدون پوتین میرفتن روی مین تا جون بدن و برن،
 
یا با 125 ،سه ترکه تو جاده هراز یا کندوان تکچرخ برن تو دره و به دریا
 
نرسند .//
اصلا اگر حقیقت رو بفهمند شاید جای طلب برای ودیعه جون قبول نکنند
 
،جونم براتون بگه که جون ما با مرگ بر ...و اعدام باید گردد ....ومیکشم
 
میکشم... و صدای عربده و گلوله و خون افتتاح شد و با نداریم و نخور و
 
نکن و نمیشه و نداریم و نمیدیم و نه و نه ونه ونه ......پرورش یافت و با
 
جنگه ،جنگه ,چرا خندیدی و آستین کوتاه های ضدارزش انقلاب آبدیده
 
شد ،جون ما تو دنیای بیرنگ و شادی و امید  و بدون عشق آره بدون
 
عشق ....جون گرفت.//
رنگ لباسها همه مشکی بود و رخ ها زرد ،،رنگهای دیگه هم قدغن بود
 
،میدونم باور نمیکنید ولی خودم دو باراز برادرهای گشت ثارالله ،پاترول
 
نشین ها فقط بخاطر خندیدن کتک خوردم ،و اگه امید هم بود امید این بود
 
که موشک بخوره خونه یکی دیگه و مهربونها امید داشتن بخوره تو فرق
 
سرشون ،عشق یک چیز خطرناک و ممنوع بود که جرمش ازعرقهای محله
 
ارمنی ها و اعلامیه مجاهدین سنگین تر بود و باید توی مسابقه فراراز اون
 
اجبارا مقام میاوردیم .//
نه کسی بهمون یاد داد ونه خودمون بلد شدیم و یاد گرفتیم،نه عشق کردن
 
ونه عاشق شدن ونه عشقبازی کردن ،توی یک زندانی بود که ممنوع
 
الملاقات بود نفهمیدیم اعدامش کردن یا نه ؟؟//
 
برای همین هست که هم نسلهای من همیشه دنبال چیزی میگردن که 
 
نمیدونن چیه ؟همیشه احساس کمبود داریم ،همیشه منتظر یه خبر بد هستیم
 
،همیشه منتظر نزول یه بلا هستیم ،هیچ خوشی مارو دلخوش نمیکنه ،همه
 
شادی و نشاط ما هم ساختگی هست ،همیشه از فردا میترسیم و نگرانش
 
هستیم نه فهمیدیم چی میخواهیم و نه میدونیم و هیچوقت کامل نیستیم و
 
نمیشیم ،روز بدون خبر بد و بدبختی رو حتی نمیتونیم تصور کنیم ،تاوان
 
کارهای نکرده رو هم باید بدیم و گردن بگیریم .//
 
بعد فهمیدم و شنیدم که زندگی بدون عشق اصلا زندگی محسوب نمیشه و جز
 
جانداران نیستی ،برای همین میگم جون ما از جنسهای تقلبی !چینی هم بنجل
 
تر و بیخود تره ،جون بدون عشق !!
اگه بدشانس هم باشی و بخواهی که بدبختیت رو تکمیل کنی ،از اونجا در
 
میری ومیری یه جائی که مثل تو نیستند و مثل تو فکر نمیکنند و مثل تو
 
زندگی نکردن و با هزار بدبختی زبونشونو که یاد بگیری و
 
بخواهی براشون تعریف بکنی احمقهاشون نمیفهمن و زرنگهاشون ادای
 
ناراحت شدن رودرمیارن وعاقل هاشون در میرن و دیگه جلوت سبز
 
نمیشن و میرن تو غیبت کبری .....
 
اونجاست که تنهائی هم هم به بدبختیهات اضافه میشه و کلکسیونت تکمیل
 
میشه ،میشیم دیوونه هائی که بلدند خیلی ماهرانه ادای عاقل هارودر بیارن
 
و خو دشو نو تو اونها جا بزنند ،//
ما تاوان خلقت ناخواسته و عصر سرنوشت و تاریخ تولد و انفجار و طغیان
 
جهل و جنگ تحمیلی و از دست دادن همه چیز رو و موشک و بمب و ترکش
 
و دو سال بجرم تولد اجباری در کشور جنگزده و تو کوه و بیابونها مثل
 
روباه زندگی کردن و نخندیدن و مو نداشتن ومسلمون بودن و تحمل عذاب
 
ونگاه های سرزنش بار و جانداری بدون عشق و .............همه رودادیم و
 
این غرامت و بدهی برامون نا آشناست و بهش عادت نکردیم ،پس لطفا کمی
 
صبر کنید و مهلت بدید .//
اما باز هم خوش بحال شما ،میدونید چرا ؟
باز لااقل میتونید یقه مقصر زندگی بدتونو بگیرین و طلبکارش بشین وازش
 
غرامت بخواین و با خودتون حسابتون سرراست و روشنه و این بدبختی رو
 
هدیه گرفتن و پس میدین یا دور میندازین ما چیکار کنیم که هنوز گیر کرده
 
و نه بالا میاد و نه پایین میره و سه ،هیچ بخودمون باختیم و از خودمون
چند بار هم کلانتری شکایت کردیم واز این نعمت الهی هم بی بهره ماندیم
 
و به اینهم نمیتونیم دلمونو خوش کنیم ،،جدا خوش بحالتون ،خوش باشید
 
و حالشو ببرین .....//
اما فکر نکنید تموم شد ها ...نه تازه یه بدبختی جدید و لاعلاج گریبون گیر
 
ما شده که با غرامت و خون و جون و پول و نفت و اورانیوم هم درست
 
نمیشه و این یکی واقعا مصیبته...........صبر کنید یه چایی
بخورم و یه سیگار بکشم و بهتون بگم چی شده .....