۱۳۹۲ فروردین ۵, دوشنبه

پیر مردی آسمانی که از آسمان به زمین افتاد

پیر مردی آسمانی که از آسمان به زمین افتاد

این عکس مربوط به دوره اول پارینه سنگی و قبل از دوران یخبندان اول و درست دم درب جنوبی طبقه سوم بهشت و در زمان اخراج شیطان از بهشت گرفته شده
(( جنتی با گریه و زاری و اظهار ندامت و چاکری ، با یکدرجه تخفیف زندانی شد و به لعنت خدا تا قبل از انقلاب سال ٥٧ دچار نشد ،.))، که بعد ها پی بردند که جنتی هم که در آشپزخانه بهشت کار میکرد در این دسیسه شیطانی ، [خوراندن سیب به آدم و حوا ] با ابلیس همدست بوده ، که پس از طی شش میلیون سال حبس در زندان برزخ ، او نیز از بهشت با همین سر و وضع و شکل و قیافه ،اخراج و
به زمین تبعید کردند .//

این عکس را یکی از ملائک کوچک بهشت، که جنتی همیشه سهم غذای اورا کم میداده و خودش میخورده و اورا دو ر از چشم خدا کتک میزده ، برای انتقام گیری از آرشیو جبرئیل کف رفته و برای ما آورده است .......

۱۳۹۲ فروردین ۳, شنبه

حرکت زیبای آقای بصیر سیرت عکاس معروف و هنرمند افغانستان

حرکت زیبای آقای بصیر سیرت عکاس معروف و هنرمند افغانستان


حقوق بشر در افغانستان – امسال در میان برندگان جایزه صدا و تصویر امید، بصیر سیرت خبرنگار و عکاس افغان حضور دارد. آقای سیرت به دلیل فعالیت هایش در حوزه خبر رسانی حقوق بشری، برنده این جایزه شده است.//


سازمان بین المللی تصویر و صدای امید سال ۱۹۹۹در آمریکا تاسیس شد.این سازمان سالانه جایزه ای ویژه به آن دسته از خبرنگاران و فعالان حقوق بشر اعطاء می کند که توانسته اند با کارکردهایشان تاثیر قابل توجهی بر تغییر و اطلاع رسانی در داخل و خارج از کشورشان داشته باشند. امسال این جایزه به پنج خبرنگار و فعال حقوق بشر از کشورهای آلمان، کنیا، شیلی، آمریکا و افغانستان داده شد.//


آقای سیرت، جایزه اش را به صابره دختری افغان که چندی پیش در ولایت غزنی به جرم داشتن روابط نامشروع، توسط افراطیون مذهبی صد شلاق زده شد، اهدا کرد.//


بصیر سیرت از سال ۲۰۰۴ بدین سو به عنوان عکاس خبری با رسانه های مختلف داخلی و بین المللی همکار بوده است. او عکس های متعددی از موضوعات حقوق بشری و اجتماعی از نقاط مختلف افغانستان گرفته است؛ حتی به ناامن ترین ولایات افغانستان سفر و بارها با تهدید مرگ، دست و پنجه نرم کرده است.//


علاوه بر عکاسی، آقای سیرت در وبلاگ نویسی حقوق بشری نیز چهره ای آشنا در میان وبلاگ نویسان افغان است. او در دو وبلاگ فارسی و انگلیسی زبان حقوق بشر، به نشر گزارش های حقوق بشری افغانستان می پردازد.//

۱۳۹۲ فروردین ۲, جمعه

اوج بی شرافتی و دروغپردازی و تخریب جاهلانه و کور، در سایت پیک هفته

اوج بی شرافتی و دروغپردازی و تخریب جاهلانه و کور، در سایت پیک هفته

در سایت پیک هفته مطلبی با این شکل و عنوان در صفحه نخست آن دیده میشود؛

چرا با تاریخ یک ملت
حکومت ها سر ستیز دارند؟

این غصه را کجا ببریم که هر حکومتی در ایران بر سر کار می آید، به بهانه دشمنی با حکومت قبلی، آثار تاریخی باقی مانده از دوران آن حکومت را نابود می کند، اسم خیابان ها و محلات و ساختمان ها را تغییر میدهد و می کوشد حافظه تاریخی ملت را از بین ببرد.
در جمهوری اسلامی همین سیاست اجرا شد، در زمان رضاشاه نیز همین شد و در دوران قاجاریه و صفویه نیز.
این عکس که در سال 1300 هجری قمری گرفته شده، عمارت باغ "صاحب دیوان محمد علی میرزا" در تبریز است که رضا شاه به بهانه قاجاریه زدائی آن را تخریب کرد. و غم انگیز تر آن که زندان کنونی تبریز روی ویرانه همین ساختمان بنا شده است.//

ما عمارتی به نام ( عمارت باغ صاحب دیوان محمد علی میرزا ) نداریم ،

که پس از جستجوی فراوان و پیدا کردن دو محمد علی میرزای قاجار یکی ملقب به دولتشاه و دیگری آمر به توپ بستن مجلس و کشتار مشروطه خواهان یعنی همان محمد علی شاه میباشند و در لیست بناهای تاریخی شهر تبریز فقط به بنای باغ صاحب دیوان که سازنده اش میرزا فتحعلی خان میباشد برخوردیم که به استناد به نوشته ویکیپدیا اینچنین است ( شرح زیر ) و عکسی هم از آن نبوده و تعجب در این است که گردانندگان سایت مزبور با داشتن چنین اسنادی !! چرا آنرا در دانشنامه ویکیپدیا ثبت نکرده اند که تمام ایرانیان از آن بهره مند شوند ؟؟

باغ صاحب‌دیوان [ویرایش]

میرزا فتحعلی‌خان پسر حاجی میرزا علی‌اکبر قوام‌الملک و نوهٔ اعتمادالدوله صدراعظم آقامحمدخان در مدتی که پیشکاری ولی‌عهد را در تبریز داشت به ایجاد بناهای قابل توجهی اقدام نمود که از جملهٔ آن‌ها ایجاد باغی معروف به «باغ صاحب‌دیوان» در دروازهٔ ورودی شهر تبریز از جانب مشرق بود. وی ساختمانی زیبا در وسط این باغ احداث نمود که بعدها رو به ویرانی نهاد و امروزه زندان مرکزی تبریز در همان باغ قرار دارد. از دیگر اقدامات وی اقدام به جمع‌آوری وجوه و هدایای مردم تبریز برای بستن سد دوطرف مهران‌رود بود که تبریز را برای همیشه از خطر سیل رهانید. ایجاد سرای‌ها و بازارچه‌های قیصریه نیز از دیگر اقدامات عمرانی وی محسوب می‌شود.//

که همانطور که میبینیم هیچ نامی از شخص و یا اشخاصی که به عمد دست به تخریب این عمارت زده باشند دیده نمیشود و این جعل تاریخی زائیده ذهن افرادی بیمار و بی مایه و کوردل و تاریک اندیش است ،که برای تسکین عقده ها و کمبود های خویش دست به هر حماقت و جنایت و جعل و تحریفی میزنند
و گرداننگان سایت پیک هفته هم بدون ترس از آبروی داشته وبا تصور مخاطبانی در سطح فهم و شعور مردم سالهای ١٣٢٠ و ترکتازی روشنفکران!! توده ای ، آنرا چاپ و در صفحه اول نیز میگذارد !!

آقایان بهتر است به جای تحریف تاریخ و تحمیق مردم در لوای آگاهسازی و خبررسانی ،کمی به فکر شرافت و رعایت آداب و اخلاق در باز پخش
و نشر خبر باشید .//

۱۳۹۱ اسفند ۲۸, دوشنبه

آینده آخوند ها و روحانیت در فردای ایران

آینده آخوند ها و روحانیت در فردای ایران

مطلبی را در سایت / http://www.shafaqna.com/ / با تیتر ؛ روحانیت و آینده انقلاب اسلامی، میخواندم که نویسنده آن پس از ماله کشی های فروان و در نهایت خوشبینی و خیالپردازی از تمام جنایات آنها
در خاتمه چنین گفت و چنین نوشته است :



[[ اگر از وضعيت امروز روحانيت و هوشياري اين نهاد نسبت به دام‌ها و موانع و خطرهاي راه ارزيابي واقع بينانه‌اي داشته باشيم، متأسفانه نمي‌توانيم نتيجه اين ارزيابي را چندان مثبت بدانيم. رويش جريان‌هاي افراطي در حوزه علميه و رشد بي‌مهار آن كه در اقدامات و موضعگيري‌هاي خود به آداب اخلاقي و موازين شرعي و قانوني پاي بندي نشان نمي‌دهند، يكي از نشانه‌هاي اين وضعيت غيرمثبت است. كوتاهي در برخورد سريع و قاطع با اين انحراف و عقب ماندن نهادهاي رسمي حوزه در محكوم كردن اقدامات اين جريان‌ها نشانه ديگري از اين وضعيت غيرمثبت است. اين، خطري نيست كه فقط دامن گير چند روحاني انقلابي و چند مسئول كشوري شود، نگراني مهم‌تر اينست كه اين جريان‌هاي افراطي اگر ريشه كن نشوند به سراغ همان نهادهاي حوزوي خواهند رفت كه امروز به وظايف خود در مقابله با آنها عمل نمي‌كنند. نتيجه آنكه روحانيت اگر امروز درصدد پاك‌سازي بدنه خود از اين جريان‌هاي خطرناك و جهيدن از دام‌هائي كه امام درباره آنها هشدارهاي لازم را داده‌اند بر نيايد، نخواهد توانست به وظيفه خود در حفاظت از آرمان‌هاي انقلابي و تضمين تداوم انقلاب اسلامي عمل كند و چنين مباد.]]

که من اول از همه از نویسنده این مطلب میپرسم :

منظور شما کدام روحانیت است و از کدام روحانیت حرف میزنید ؟

آقای عزیز ، روحانی و روحانیت به کسی گفته میشود که با خدا و دین و روحیات و آخرت سروکار دارد ، یعنی کسانیکه با نهایت سادگی و فروتنی و ساده زیستی و بی توجه به مال دنیا ، در مسا جد و اماکن
مذهبی به موعظه و پند مردمان و به کارهای اخروی آنها مشغول و به آخرت خود و مردم می اندیشد و عمل میکنند ، میباشند .//



حالا شما چند نفر از این افراد و از این قشر میشناسید ؟

که در جای خودش و در راه خودش باشد و بتواند باری از دوش این مردم بردارد و دارای نفوذ و قدرت باشد ؟

در حال حاضر ما با نام روحانی و در لباس روحانیت فقط ؛ سیاستمدار ، دولتمرد و دیوانی ، روزنامه نگار ، متخصص امور هسته ای ،
زیست شناس ، کارشناس مسائل نظامی ، وزیر و وکیل و مفسر فوتبال و
کارشناس مسائل جنسی و آمیزشی و جنگلبان و حسابدار و تا دلتان بخواهد بزرگان و تاجر و بیزینس من و کا سب و دلال و ........داریم .//



که چنان مال و مال اندوزی و دنیا و ظواهر دنیوی هوش از سرشان برده که هیچکدام از آنها ذره ای به آخرت و دین فکر نمیکنند و وقت اینکار را هم ندارند !!



ودوست عزیز، اگر شما آخوندی را هم در این سمت ها و مشغول به کاسبی ندیدید ، بدانید بسیار زرنگ تشریف دارند ، و بهتراست بروید و ببینید که آقا زاده هایشان بجای خودشان چه ها میکنند !!

برادر خوشخیال و ساده اندیش من ، اینها اگر آینده ای برای خودشان
میدیدند که در پرت ترین و ناشناخته ترین جاهای کره زمین برای
خودشان پناهگاه و مامن نمیخریدند و ملیت های دوگانه نمیگرفتند !!

و یکی از آقازاده های خودشان را مسئول ضبط و ربط این کارها نمیکردند.//

با جهالت و جنایاتی که اینها کردند و هنوز میکنند ، من عاقبت و آینده ای جز حلق آویز شدن آنها با عمامه هایشان بر تیر چراغ برق ها توسط مردم بجان آمده و خشمگین چیز دیگری نمیبینم .......



و میبینم روزی را که توسط فرزندان خودشان تحویل دادگاه ها میگردند و یا بدست محافظان و زیردستان فریب خورده خودشان کشته میشوند.........

و بیش از آنها دلم به حال کسانیکه برای تملق و جیره خواری و چاپلوسی و مقام و ثروت ، مجری و آلت دست احکام آنها بودند میسوزد که عاقبتی وحشتناکتر از خود آنها خواهند داشت .//



مطمئن باش ، که دیر و زود دارد که سوخت و سوز ندارد ، مطمئن باش که چنین خواهد شد ...........

۱۳۹۱ اسفند ۲۴, پنجشنبه

برای نجات و سعادت ملت ایران التماس نمیکنم ، بلکه حکم میکنم ...

برای نجات و سعادت ملت ایران التماس نمیکنم ، بلکه حکم میکنم ...

 

برای نجات فرزندانتان از ابله و وبا و بیماری ، حکم میکنم .....

برای زدودن جهل و خرافات و بیسوادی ، حکم میکنم .....

برای رساندن ایران به جایگاه شایسته اش در جهان ، حکم میکنم .....

برای آسایش و پیشرفت و رفاه همه ایرانیان ، حکم میکنم .....

برای باسواد شدن و دستیابی به دانش و بینش ، حکم میکنم .....

مرا دیکتاتور بنامید ، باز هم حکم میکنم .....

برای نجات جان شما از دست راهزنان و دزدان ، حکم میکنم .....

برای نجات ایران از تجزیه و برای یکپارچگی میهن ، حکم میکنم .....

برای کوتاه کردن دست انگلیس و روسیه ،از مال و جان و ناموستان ، حکم میکنم .....

برای نجات افکارتان از چنگ خرافات آخوندی ، حکم میکنم .....

مرا مستبد بدانید ، ولی باز هم من حکم میکنم .....

برای داشتن ایرانی متمدن و پیشرفته و قدرتمند ، حکم میکنم ......

برای ساختن دبستان و دانشگاه و راه آهن و کارخانه ، حکم میکنم .....

برای آزاد ساختن دست زنان ازچادربرای استقلال  آنها ،حکم میکنم .....

هر تهمتی را به جان میخرم ،مستبد و قلدر و دیکتاتور میگردم ، اما ......

برای سربلندی و بزرگی و شکوه ایران و احترام و قدرت ایرانی باز هم

حکم میکنم ..... 

 

۱۳۹۱ اسفند ۲۳, چهارشنبه

شانه هایت را برای ، گریه کردن دوست دارم ، دوست دارم

شانه هایت را برای ، گریه کردن دوست دارم ، دوست دارم


شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم
من هوگو را ، از برای با تو بودن ، دوست دارم ، دوست دارم

خالی از خربازی من ، برتر از آرایش تو
من تو را بالاتر از اون ، برتر از من دوست دارم


عشق صدها چهره دارد ، عشق تو چاوز میاره

عشق را در گریه ی ، روی شونه ام دوست دارم

در خموشی چشم مارو ، گریه ها و شانه هاست
من هوگو را درجثه ی ، امام دیدن دوست دارم

من تو را بالاتر از اون ، برتر از من دوست دارم

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم ، دوست دارم
من هوگو را ، از برای با تو بودن، دوست دارم ، دوست دارم

در هوای دیدنت ، یک کله اینجا من پریدم
تابوت را در مقدم ، عشقت بوسیدن دوست دارم

بغض سر گردون ابرم ، تو کمی نوازشم کن
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

من تو را بالاتر ازاون ، برتر از من دوست دارم

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم
من هوگو را ، از برای با تو بودن ، دوست دارم ، دوست دارم


شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم

دوست دارم دوست دارم

۱۳۹۱ اسفند ۲۱, دوشنبه

فریاد دادرسی مادر ستار بهشتی و گریه مادرهوگو چاوز درآغوش محمود

فریاد دادرسی مادر ستار بهشتی و گریه مادرهوگو چاوز درآغوش محمود

تقریبا پس از خبر ، تهدید مادر ستار بهشتی خانم گوهرعشقی مبنی بر کشتن خودش در صورت عدم پاسخگوئی در مورد پرونده مرگ فرزندش از طرف مسئولین حکومتی و فریاد دادخواهی و دادرسی به حق وی ،



مادر دیگری نیز برای مرگ فرزندش خبرساز شد ،
مادر هوگو چاوز که بعلت غم از دست دادن پسرش بدلیل بیماری سرطان و یا سکته قلبی بر تخت بیمارستان و زیر نظر پزشکان ، به آغوش محمود احمدی نژاد پناه برده و دکتر نیز با صمیمیت تمام همراه با او در آغوش یکدیگر ، با ریختن اشک ، بار دل سبک کردند.//


که نشر عکس و فیلم آن ، تمام خبرها ، منجمله خبر مظلومیت و دادخواهی مادر شکسته دل و تنها و بی یار و یاور ستار بهشتی راهم تحت الشعاع قرار داد و با همت تمام کاربران مجازی به حاشیه رانده شد و نگاه و توجه تمام خوانندگان را به آن سمت یعنی مادر چاوز و ادا و اصولهای احمدی نژاد ، جلب کرد و برد !!

و بار دیگر ثابت شد که کاربران و دست به قلم های دنیای مجازی ما ، از اهمیت ، اولویت خبر و پوشش دادن اخبار، هیچ نمیدانند وآگاه نیستند و کاملا احساسی و بدون تعقل ، خبرسازی و بزرگنمائی
میکنند و نمیدانند که در راستای کدام خواسته و کدام اراده و کدام هدف حرکت و فعالیت و هزینه میکنند.!

براستی آیا برای ما ، گریه کردن مادر هوگو چاوز در بغل احمدی نژاد ،
مهم تر و حیاتی تر و با ارزش تر از خبر فریاد و درخواست و دادخواهی ، مادر ستار بهشتی ، برای پایمال نشدن خون فرزندش ،که برای ما و اهداف ما و میهن ما ریخته شد ، بود و در اولویت قرار داشت ؟

هدف همه آگاهسازی و خبر رسانی هست ،
اما آگاهسازی از چی ؟ و کدام خبررسانی ؟

۱۳۹۱ اسفند ۱۲, شنبه

گفتاری در حد و اندازه یک کاربر سبز سایت بالاترین در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل

گفتاری در حد و اندازه یک کاربر سبز سایت بالاترین در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل

بالاخره پس از دوسال شورای هماهنگی دانست که باید ناپدید شدن رهبران جنبش خودشان (( البته خود آقای موسوی چندین بار و به وضوح تاکید کردند که رهبر نیستند و یک همراه هستند !!)) را از طریق قانونی پیگیری و دنبال کنند ( شاید هم پس از خواندن آخرین نوشته من که خطاب به ایشان نیز بود ، پی بردند که اینکار شدنی هست و میتوانند در این مورد اقدام بکنند !),

 و در این راستا در بیست و دومین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل آقای امیر ارجمند سخنرانی کردند و مطالبی را بیان کردند که بغیر از تکراری بودن آن ، از لحاظ محتوا در حد و اندازه آگاهی و نوشته های یکی از کاربران معمولی منتسب به سبز ، در وبسایت بالاترین بود .//

و جالب اینجاست که با حضور آقای فرشتیان که آخوند بدون عمامه و وکیل و قانوندان و نویسنده کتابهای حقوقی در فرانسه هستند و فقط نام بردن از القاب و مدارک و تحصیلات ایشان که از نظر وقت و زمان ، کمی کمتر از کل سخنرانی آقای امیر ارجمند بود ، ولی SUDWIND [ ساد ویند ] را به لهجه فرانسوی [ سوود ویند ] میدانند و میگویند ، چرا هنوز خود ایشان ( آقای امیر ارجمند ) نمیدانند که آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد ، زندانی هستند یا در حصر خانگی بسر میبرند یا گروگان گرفته شده اند و یا آنها را ربوده اند و یا مخفی شده اند ؟!!!
چرا که زندان و زندانی شدن و زندانی بودن دارای شرایط و ضوابطی هست که پس از طی آن شخصی زندانی میشود و به زندان میرود که آقای فرشتیان بهتر میدانند که هیچ کدام از این شرایط و ضوابط در مورد آنها اجرا و رعایت نشده و در اصل آنها به هیچ وجه از نظر قانونی زندانی نیستند که قوانین زندانیان در مورد آنها اعمال گردد و مشمول حال آنها بشود .//

و همچنین حصر خانگی که هنوز در رسانه ایشان ( جرس ) نوشته و تیتر و عنوان میگردد ، نیز شامل شرایط و حال و روز و وضعییت آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد نمیشود و نمی باشد ، حتما جناب فرشتیان که عمری را در کار نوشتن کتابهای قانون در فرانسه بوده اند ، بهتر میدانند !!

و من مانده ام که اگر اعضای شورای حقوق بشر بخواهند کاری بکنند و ا قدامی برای یافتن آنها بکنند و با شنیدن عنوان زندانی از بیانات آقای امیر ارجمند و برداشت مفهوم اصلی زندانی از دید و تفکر آنها ، خواهان مدارکی برای پیگیری حقوقی در راه آزادی آنها باشند ،که ابتدائی ترین آن ، دانستن نام زندان دولتی و شماره پرونده و شماره شناسه فرد زندانی میباشد ، آقای فرشتیان و امیر ارجمند ، چه مدرکی نشان میدهند و چه توضیحی
میخواهند بدهند ؟؟

و آقای امیر ارجمند جرم آنها را گفتن حق و حقگوئی بیان کردند که اولا حق گوئی جرم نمیباشد که برای آن محکومیتی صادر شود و دوما اگر جرمی هم بتوان از منظر رژیم برای آنها در نظر گرفت ، ادعای تقلب در انتخابات و ایجاد تشویش و اقدام به شورش و بدعت گزاری باید دانست که از پایه دروغ و افتراء و تهمت و بی اساس و پوچ میباشد، و در اصل آقای موسوی و کروبی را برای ایستادگی و درخواست نیمه کاره آنها برای احقاق حق رای مردم و گوشزد رعایت کردن به آن بود که ربودند و ناپدید کردند .//

و بدانید که که اعضای شورای حقوق بشر ایرانی نیستند که در جریان باشند و یا همانند مراکز حقوقی ایران بتوان با رشوه و پارتی بازی و دوست و آشنا ،در آن کار خود را پیشبرد و راه انداخت!! و باید از راه و بیان و مدارک مستدل و معتبر حقوقی در آنجا رفتار کنید .//

و در کل آقای امیر ارجمند ، کدام کار رژیم در ربودن آنها قانونی بوده که شما چندین بار به ماده ٢٧ و ٣٤ و ٣٥ ، قانون اساسی رژیم استناد و تأکید میکنید که نشان دهنده قانونی بودن کار آنها باشد و مدرکی بحساب بیاید تا تخفیفی در مجازات آنها حاصل شود ؟

و همچنین من فکر میکنم سخنرانی برای سی و سه نفر ایرانی در یک اتاق که بیشتر صندلی های آن خالی و بدون حضور نمایندگان رسمی شورای حقوق بشر سازمان (( SUDWIND - ساد ویند !! ؟؟)) کاری از پیش نخواهد برد و تاثیری نخواهد دا شت .//

و همچنین آقای امیر ارجمند ، شما میخواهید مشروعیت انتخابات آتی را مشروط به آزادی آقای موسوی و کروبی و خانم رهنورد کنید ؟

که همه ما میدانیم که پس از انتخابات سال ٨٨ ، دیگر گفتن و قبول درباره ، نمایش مسخره انتصابات ، به جای انتخابات ، یا خیالی ساده لوحانه و یا کاری مزورانه و مغرضانه میباشد .//

و همچنین فکر نمیکنم که از نظر شرعی پاسخ دادن به یک خانم بدون روسری که چند بار از شما تشکر کرد و شما جوابی ندادید ، ایرادی داشته باشد و باید که حتما جواب تشکر ایشان را بدهید ، چرا که از نظر اآداب و رفتار در یک مکان بین المللی حائز اهمیت خاصی میباشد.//

امیدوارم با رعایت این نکات و جدیت در پیگیری این اقدامات شایسته هر چه زودتر سبب پیدا شدن آن عزیزان شوید و برایتان آرزوی موفقیت دارم .// 

۱۳۹۱ آبان ۱۰, چهارشنبه

وقتی گاف دادن ها پرده ازجنایت یه عده برمیداره

این مطلب و عکس از خانم الهام فخاری از گوگل پلاس است و بنابر درخواست اشتراک ایشان عینا همان را منعکس کردم ،
* وقتی گاف دادن ها پرده ازجنایت یه عده برمیداره *لطفا همگی به اشتراک بذارید !!!

زنگ زدم سوپرمارکت و چیزائی رو که می خواستم سفارش دادم، از جمله دو تا کنسرو سبزیجات، که کنسرو غلات به جاش فرستاده. بسته رو آورد، گرفتم و رفتم تو خونه. دیدم کنسروائی که آورده، لیبل با مارک هلال احمر روشونه!!!
درسته که من پول دادم، ولی نمی تونم به خودم بقبولونم که در جنایتی که داره در حق زلزله زده ها و سیل زده ها میشه، اون هم دانسته سهیم بشم.
در حالی که بچه های کوچیک دارن تو چادر و سرما گرسنگی می کشن،یه سری مسئول دارن با همکاری مردم (از بازار تا مصرف کننده) اونا رو چپاول می کنن....

خواهش میکنم منتشر کنید تا همه باخبر بشن بلکه تاثیر گذاشتیم

۱۳۹۱ مهر ۲۹, شنبه

آیا نسلی که کشور را از نسل گذشته تحویل میگیرد ،نباید پاسخگوی کارکرد خود به نسل بعدی باشد ؟

آیا نسلی که کشور را از نسل گذشته تحویل میگیرد ،نباید پاسخگوی کارکرد خود به نسل بعدی باشد ؟
یکی از دوستان در لینکی سوال بجا و زیبائی مطرح کرد با عنوان :
پاسخ به نسل های آینده چیست ؟ [ و نیروی خارجی و استعمارگر و حکام بی لیاقت و جهل و نادانی و بی عرضگی مردم ] سه گزینه برای آن پرسش نیز از خودشان ارائه کردند ،که میزان آگاهی و اطلاع و مطالعه کم من ، به گزینه سوم نزدیک بود و دلیلم برای آن نیز اینست که واماندگی و ضعف در مقابل بیگانگان و عدم واکنش به کنش های آنها و دیکتاتور پروری و خواری طلبی مردم در مقابل حکام از دو گزینه دیگر قویتر میباشد ./
 
اما یکی از دوستان فرهیخته و فعال و پر تلاش جوابی بسیار حیرت انگیز ( از نظر من ) دادند که بهتر دانستم که به این جواب , در قالب لینکی پاسخ دهم .//
 
دوست عزیز و محترم ، بنابر نوشته شما آیا نسلی که برای صلاح ( به نظر خودشان ) نسل های بعدی می اندیشد و حرکت میکند ، در برابر آن و آیندگان مسئولیتی ندارند ؟
 
آیا آن چیزی را که آنها صلاح دانسته اند واقعا خیر و صلاحی در آن بوده ؟
 
آیا این مطلب در مورد طغیان جهل ۵۷ هم صدق میکند ؟
 
آیا نتیجه همین حرکت سال ۵۷ متناسب با توانمندی زمان خود بود که پس از آن هر نسلی را میسوزاند و خاکستر میکند ؟
 
آیا نسل های متولد ۵۰ و ۶۰ و ۷۰ که بر اثربیخردی نسل ۲۰ و ۳۰ به این فلاکت و فقر و اعتیاد و روانپریشی و مصیبت دچار شدند ، حق ندارند از نسلهای پیشین حتی سوالی بکنند ؟
 
آیا این نظرشما و عقیده بیان شده با آزادی و آزادی بیان و روح دمکراسی هماهنگ است ؟
 
آیا تا نسلی که مرتکب اشتباه و خطا نشده به آن اشتباه اعتراف نکند ، میتوانیم از نسلهای بعدی توقع نتیجه گرفتن از آن را دا شته باشیم ؟
 
از حرکت سال ۵۷ چه امکاناتی برای نسلهای ۶۰ و ۷۰ پدیدار شد که در سایه آن و با اتکا به آن حرکت بکنند ؟
 
دوست من اگر با قیاس و نسبت گرفتن که همه چیز ها راما با آن میسنجیم ، روزگار امروز ایران جهنم باشد در مقایسه با آن رژیم پیشین بهشتی که فرمودید نبود ؟
 
همانطور که اگر حکومتی به قدرت میرسید که روزگار مردم در آن به بهترین ها میرسید و همه احساس امنیت و آرامش و رفاه و عزت و سربلندی داشتند ،با مقایسه با رژیم پیشین آن رژیمی منفور جهنمی
و بد می بود !!
 
بنده به سوال شما اینگونه پاسخ میدهم ، که اگرما بخواهیم حماقت و جهالت هر نسلی را متوجه دیگران کنیم و به گردن آنها و ممانعت آنها بیاندازیم ،این جهالت را بصورت خودکار میراث نسل بعدی کرده و آن ملت تا ابد الدهر در جهالت غوطه ور خواهند ماند، و بنظر من برای پیشرفت و به حرکت در آوردن و آموختن تجارب به نسل آینده با موقعیتی همانند موقعیت فعلی ما راهی برای نسل پیشین به جز:
1 - قبول اشتباه و باور کردن آن ،
 
2 - اعتراف به اشتباه و بیان آن بصورت شفاف و بی پرده ،
 
3- اظهار ندامت و پشیمانی با شهامت و صداقت در مقابل نسل بعدی ،
 
4 - تلاش و کوشش راستین برای جبران آن اشتباه ، نداشته و نخواهد داشت./
 
که اگر چنین نباشد ، و با خودخواهی و بلاهت و خودسری از این اشتباه ،حرفی نزده و آنرا تلاش برای بهتر شدن ولی انحراف و دزده شدن آن توسط دیگران یاد کنیم ، جز ساختن دیوار بی اعتمادی بین مان و درغگو نشان دادن خودمان و ایجاد بدبینی و یا بیتفاوتی در نسل بعد ،کار دیگری نکردیم /
ما همچون امانت دارانی میهن خود را از گذشتگان تحویل میگیریم و نباید که اگر کاری برای بهتر شدنش هم نکردیم بدتر و سوخته و ویرانه تحویل آیندگان بدهیم وباید که در قبال آن شدیدا احسا س مسولیت کرده و این احساس را نیز به نسل بعدی انتقال دهیم .//
 
از دیگر دوستان هم خواهش میکنم از لاک بیتفاوتی بیرون آمده و با بیان نظرات خودشان بر کسب آگاهی و تجربه به دیگر دوستان بدون تهمت و توهین یاری کنند./
 [ این نظر شخصی من بوده و هرگز ادعای درستی و کامل بودن آن را ندارم و با کمال میل آماده شنیدن نقد و پیشنهادات شما عزیزان هستم ]

۱۳۹۱ شهریور ۳۱, جمعه

باور کنیم که ترسو هستیم و میترسیم و به ترسیدن عادت کردیم

باور کنیم که ترسو هستیم و میترسیم و به ترسیدن عادت کردیم
باید این حقیقت تلخ و ننگین را قبول کنیم که ما ایرانیان ترسو شدیم ،اینچنین نبودیم و چنین شدیم،ترس راننگ میدانستیم وترسوهارا سرزنش کرده واز آنها دوری میجستیم .//
چراکه سراسر تاریخ و افسانه ها و حکایت ها و واقعیت ما جز در چند مقطع ،سراسر پر بود از شهامت و شجاعت و دلیری و بیباکی و سرفرازی ،که حتی مرگ اسطوره ها هم از برای ایستادگی و پایداری با شهامت برایمان جانکاه نبود و اندوه در بر نداشت ،بلکه در ما احساس غرور و سربلندی هم بهمراه داشت .//
و افراد شجاع و بیباک و نترس مورد تحسین و احترام همگان بودند و محبوب دلها .//
اما اینک بدان اسمی دیگر دادیم دور اندیشی و حزم و آن را با جامه احتیاط میپوشانیم و خودمان در آن پنهان میکنیم و همه ما بر آن آگاهیم و جرات بیان آنرا هم نداریم .//
چناچه بسیاری از ما بدان خو کرده و بدون آن کمبودی در زندگی خود احساس میکنند ،و اگر در واقعیت، چیزی هم برای ترسیدن نبود در خیال خودشان، میسازند و میترسند.//
از خودمان میترسیم، از دیگران میترسیم، از آشنائی میترسیم، از اطمینان بهم میترسیم،از نزدیک شدن بهم میترسیم، از ریش میترسیم، از ایستادن میترسیم، از نه گفتن میترسیم،از مبارزه میترسیم، از حقیقت را فریاد کردن میترسیم، ما حتی در خارج و در اتاقی امن و مطمئن و در پشت مانیتور هم میترسیم و خودمان ،حرف ها و گفته ها و نوشته های خود را فقط از توهم ترسی خیالی سانسور میکنیم و باز هم میترسیم و بدا به حالمان که هیچ نداریم و میترسیم، زیرا ترس،برای ازدست دادن است وما هیچ نداریم ومیترسیم،که این ننگ است.//

بسیاری از ما در تنگدستی و فقر زندگی میکنیم و از سر ماه نگران اجاره و پرداختی ها هستیم و برای تحصیل آن تا حد مرگ کار میکنیم و از زندگی جز مشقت نمیبینیم درحالیکه آشکارا و با بیشرمی میلیارد ها از حق من وحق تو و حق ما و بچه های ما میدزدند و میبرند و اسراف میکنند و ما از ترس و زبونی خود، آن را به تمسخر میگیریم و خبر میکنیم و لینک میگذاریم به امتیاز آن دلخوشیم که میلیونها از آن را آبنباتی برای ساکت کردن فرزندت هم نشود و ندهند.//
اینک شجاعت برای ما مساوی با حماقت شده و مرد دلیر را در قفا احمق مینامیم و اینهم ترس از ترسیدن ما و نوعی گریز از آن است و با فراموشی از شرم و ننگ آن هم فرار میکنیم .//
و هنوز مردد و پریشان بر سر دوراهی ؛
یک : مرگ یکبار و شیون یکباروبرخیزم واز ننگ و بندگی و ذلت برهم و بدر آیم وبجنگم و انتقام باز پس گیرم و آینده پور خود چون خود نبینم و سرفراز و سربلند بمیرم و یا .....//
دو : به همین ذلت و نکبت ادامه دهم و روزی صد بار از نداری و خواسته فرزند و ناتوانی از برآوردن آن بمیرم و تن به هر خواری و ذلت بدهم و باز هم بترسم و ذره ذره و لحظه به لحظه با زجروعذاب وکوله باری از خفت وننگ وبندگی در وطنم ویا در خاک غربت بمیرم .//
و برچشم نخوانم وبرلب نیاورم که هزاره ای پیش حکیمی ازدیارم حال امروزم بدید وسرود:
 
اگر مایه زندگی بندگیست ......دو صد باره مردن، به از زندگیست //
 
بیا تا بکوشیم وجنگ آوریم ..... برون سر از این بار ننگ آوریم //

۱۳۹۱ شهریور ۲۸, سه‌شنبه

آقایان مایل به امربه معروف و نهی از منکر، توجه کنید ،توجه کنید

آقایان مایل به امربه معروف و نهی از منکر، توجه کنید ،توجه کنید
لطفا دست از سر جوانان و ناموس مردم بردارید و بروید این دندانپزشک عراقی را از منکر تجاوز به ناموس زنان و دختران ایرانی نهی کنید و او را به امرصیغه و ازدواج موقت درجنب حرم کربلا و نجف و کاظمین در کشورش معروف کنید ، که هم ثوابش بیشتر است و هم کتک نمیخورید .//
[[ راهنمائی مفید : اگر دور و بر خودتان را خوب نگاه کنید ،احتیاجی به بیرون رفتن از مسجد و پایگاه خودتان را هم ندارید.!!]]
بروید ،هر چه زودتر بروید ،این معاود عراقی و قاضی افتخاری ،قاضی صلواتی ، قاضی محمدی کشکولی ، قاضی مرتضوی و لاریجانی آملی را امر به معروف و نهی از منکر بکنید .//
به گزارش مهر ، مرد دندان پزشک یک عراقی الاصل است که زمان جنگ عراق و کویت به ایران آمده و در رشته دندان پزشکی ادامه تحصیل داده است. او در این سال ها ازدواج نکرده بود و تنها زندگی می کرده است و چند ماه بعد از تاسیس مطبش اعمال خود را آغاز کرده بود. هر چند پلیس موفق شد، تعدادی از قربانیان این دندان پزشک را شناسایی کند، اما آن ها به دلیل ترس از آبروی شان حاضر نشدند شکایت کنند و تنها سه زن پرونده قضایی را پیگیری کردند.//
(( بروید چفیه و عمامه های خودتان را بالاتر بگذارید )) چرا ؟؟؟
وی از اتهام تجاوز به عنف تبرئه و پرونده به دادگاه عمومی فرستاده شد. به این ترتیب قاضی دادگاه عمومی کیفری این متهم را محاکمه و او را به ۱۰ سال حبس و لغو پروانه نظام پزشکی اش محکوم کرد.//
[[ متجاوز عراقی حبس !! متجاوز ایرانی بلافاصله اعدام ؟؟؟]]

ای کاش یکصدم این کارها را برای فیلم ضد ایرانی 300 هم میکردند

ای کاش یکصدم این کارها را برای فیلم ضد ایرانی 300 هم میکردند
 
[[ واحد مرکزی خبر: وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران از آماده شدن و ارسال نامه ایران در اعتراض به اقدام اهانت بار امریکا در ساخت و انتشار فیلم ضد اسلامی خبر داد. ]]
 
آیا هنوز کسانی هستند که باور نکردند و قبول ندارند که این حکومت و افرادش ایرانی نیستند و هیچ دغدغه و خیالی جز غارت این کشور و کشتن مردمش و ویران کردنش در سر ندارند .//
 
از سه روز پیش که فیلمی خانگی و ناشناخته توسط افرادی مجهول ساخته و در یوتوب پخش شد ، تمام حرفها و سخنرانی ها و نشست ها و حرکت ها و فعالیت های رژیم از رهبرش گرفته تا مسئول مستراح های فیضیه ، حول و حوش این فیلم ضد اسلامی !! هست ،//
 
 
در حالیکه وقتی فیلم ضد ایرانی سیصد 300 که توسط کمپانی های بزرگ سینمائی و کارگردان و هنرپیشه های مشهور و با تبلیغات بسیار، از ما ایرانیان چهره ای همچون اجنه و غولها و دیوهای فیلم ارباب حلقه ها بتصویر کشید و در معرض دید جهانیان گذاشت ،کک هم از تنبان هیچ کدام از آقایان نپرید ،به سنبل امام نقی هم نگرفتند و لام تا کام هم نگفتند و واکنشی نشان ندادند .//
 
 
و اینها فقط در زمان جنگ و گوشت دم توپ شدن جوانان وبه کام مرگ فرستادن آنها ، ایران ایران میکنند واز رادیو سرود ، ای ایران ای مرز پر گهر را پخش میکنند .//

۱۳۹۱ شهریور ۲۶, یکشنبه

آخه مرتیکه ، کانکس ؟

مظفر از مردم خواست تا به هر نحوی شده کانکس به مناطق زلزله‌زده ارسال کنند......
رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر محمود مظفر در گفتگو با مهرگفت :
من نمی دانم چرا بنیاد مسکن که وظیفه تامین کانکس را دارد، آن را تامین نمی کند. جهاد کشاورزی هم دغدغه دام ها را ندارد به نحوی که برخی از روستائیان دام های خود را زیر قیمت حراج کرده اند. مظفر از مردم خواست تا به هر نحوی شده کانکس به مناطق زلزله‌زده ارسال کنند. !!
توجه دارید ، متوجه میشوید ؟رئیس هلال احمر و سازمان امداد جمهوری اسلامی این را گفته است !!
 
این طرز فکر گدائی در تمام اعضای حکومت نهادینه شده به کنار ، آخه مرتیکه پفیوز ، کانکس ؟
 
آقای مظفر میدانید کانکس چیست ؟
 
کانکس ، پتو وبخاری و آبمعدنی و خرما و کشمش و یا حتی خون نیست که مردم بدهند و اهدا کنند.//
کانکس را مردم بدهند پس تو و آن رئیس بنیاد مسکن بی همه چیز ، چه گهی دارید میخورد ؟
 
آن رئیس سازمان حوادث غیر مترقبه چه گهی میخورد و چه غلطی میکند ؟
 
مردم از سر قبر پدرتان کانکس بیاورند و اهدا کنند ؟
میخواهید برویم به مردم زلزله زده بگوئیم تمام مسولین به فکر توهین چندتا نفهم تر از خودشان به پیغمبر هستند و شما سردتان نشود و نلرزید ؟
یا به کودکان آنها بگوئیم ، بنیانگزار جمهوری اسلامی خمینی هست و حالا خامنه ای به عشق به این دو ولایت گرم شوید و در راه انقلاب با سرد شدن و لرزیدن مبارزه کنید و خداوند به کسانیکه در سرما نمیلرزند و عاشق ولایت فقیه هستند در بهشت بخاری برقی به آنها میدهد!!
آقایان مراجع شیعه و ای مفتخوران قم و فیضیه ، دعائی و روایتی ، حدیثی برای دفع سرما در قرآن و اصول کافی و بحار الانوار ندارید که به زلزله زدگان زیر باران مانده بدهید و یا امام جعفر صادق به نقل از جدش چیزی در این مورد نفرموده اند ؟
ننگ بر شما و ننگ بر افکار پلید و منحط شما و ننگ بر قلبهای ناپاک و سیاه شما و شرمندگی در هر دو دنیا نثارتان باد، امیدوارم همه شما در زمان اهدای خشم و نفرت این مردم به خاطر این اعمال پلیدتان زنده بمانید و ببینید

۱۳۹۱ شهریور ۲۵, شنبه

اگر آن لنگه کفش نبود .......

اگر آن لنگه کفش نبود .......
برای من خیلی جالبه که بدونم ، راننده این ماشین که احتمالا باید پدر آن دو پسر بچه ای که تو صندوق عقب نشستند باشه ، از کدوم قشر و از چه تیپی از جامعه نکبت زده ایران هست ؟
تنها حدسی که از چادر سیاه در عکس میتونم بزنم ، اینکه مذهبی هستند
و از طبقه متوسط ........//

فکر میکنید ، اگر برین و به این آقا بگین که اینکار درست نیست و خطرناکه !! با شما چطور برخورد میکنه و چه جوابی به شما میده ؟

فکر میکنید ، اگر پلیس این ماشین رو نگهداره و بخواد راننده اونو جریمه بکنه ...همین آقا با پلیس چجوری برخورد میکنه و چی میگه ؟

فکر میکنید ، اگر با این آقا در مورد دمکراسی و جامعه مدنی و مردمسالاری و پلورایسم و سکولار و لائیک و فمینیست و نیاز به یک رفراندم آزاد ، صحبت کنید ، چه واکنشی نشون میده ؟

فکر میکنید ، اگر راجع به غیبت امام زمان و نقش ولایت فقیه در زمان غیبت و نقش ولایت فقیه در زندگی روزمره مردم از این راننده سوال بکنیم چی به ما جواب میده ؟

فکر میکنید ، اگر در حالتی دیگه و زمانی دیگر با این آقای راننده برخوردی بکنید و از او بخواهی که نقش قانون و الزام رعایت به آن و منافع اون را به ما بگه ، چی ها به ما میگه ؟

فکر میکنید ، اگر این آقا چند روز قبلش خودش تو خیابون یه همچین
صحنه ای رو میدید چی تصور میکرد و رو میکرد و به دیگر سرنشینان داخل ماشینش چه میگفت؟

فکر میکنید ، این آقا ، با راننده ای که ماشینش دچار نقص فنی شده و ترمزش عمل نکرده و از پشت به این ماشین کوبیده چطوری برخورد
میکنه و چی به اون میگه ؟

فکر میکنید ، این راننده ، فقر مادی و کمبود امکانات وادارش کرده که اینکارو بکنه ؟

فکر میکنید ، این آقا به این فکر کرده که دیگران با دیدن این کارش نسبت به او چی فکر میکنند ؟

فکر میکنید ، اگر اون دوتا پسر هم بزرگ بشن مثل پدرشون فکر و رفتار میکنند ؟

فکر میکنید اگر آن لنگه کفش نبود تا در صندوق عقب رو نگهداره ،این آقا اینکارو نمیکرد ؟

فکر میکنید در ایران امروزی ما چند درصد از مردم مثل این آقا فکر میکنند ورفتاری ازاین قبیل انجام میدهند و چه توجیهی برای این رفتارشون دارند ؟

فکر میکنید مشکل مملکت ما نداشتن آزادی و قوانین و دمکراسی و سکولاریسم و استبداد و اختناق هست ?

وفکر میکنید چه مقدارزمان برای آموزش لازم هست که دیگه کسی اینجوری فکر نکنه واز این رفتارها نکنه ؟

۱۳۹۱ شهریور ۲۴, جمعه

جناب آقای خامنه ای ، این عکس را ببینید و حالا بروید از مناطق زلزله زده بازدید کنید

جناب آقای خامنه ای ، این عکس را ببینید و حالا بروید از مناطق زلزله زده بازدید کنید
باور کنید تا شما تکان نخورید این دولتمردانی که در بیت شما پشتک و وارو میزنند ،از جایشان و از پشت میزشان تکان نمیخورند و سرشان به حساب کتابهای سهمشان از اختلاس ها و پولهای بی حساب و کتاب است ، بیایید و بخاطر این کودکان محروم که از سرما میلرزند و در عکس مشخص است که
هنوز داخل چادر شب را به صبح میرسانند ،بار دیگر به ان مناطق بروید و ببینید که چقدر از سفارشاتی که دفعه قبل کردید ، اجرا شده و چه کسانی مسئول لرزیدن این کودکان در سرما هستند .//
بخدا اینها هم به اندازه کودکان غزه و بیروت نزد خدا عزیز هستند و از آنها واجبترند ،چرا که میگویند :
 
چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است ،
 
و نگذارید که این کودکان در جوانی و بزرگسالی با دیدن این عکسها با عقده و کینه از این دوران شما یاد کنند ، آیا برای رضای خدا کاری از این بهتر و
بزرگتر و واجبتر دارید؟ 
 
 آنها را در جای گرم سکنی دهید  تا غذای گرمی بخورند.//

۱۳۹۱ شهریور ۱۸, شنبه

چقدر ساده میتوان بستن سفارت کانادا را اینگونه تصور کنیم !

چقدر ساده میتوان بستن سفارت کانادا را اینگونه تصور کنیم !

چقدر ساده میتوانیم تصور کنیم که این شوی سیاسی ، اقتصادی ، اختلاسی ،نمایشی و تلویزیونی بستن سفارت ایران در کانادا و کانادا در ایران یکجور ماله کشی و پولشوئی ازمرحوم آن 3 هزار میلیارد تومان خودمان ،که ارزش دلاری آن در زمان اختلاس برابر با 3 میلیارد دلار امریکا و نمیدانم چند میلیارد دلار کانادا بود ، باشد و سیاه بازی جدیدی برای خوراک خبری رسانه ها و انحراف افکار مخالفان و تحت پوشش قرار دادن اخبار آنها ، برای مثال برای انحراف و تحت پوشش قرار دادن اخبار مربوط به فراخوان شورای ملی باشد .//




انصافا اگر خوب صفرهای سه میلیارد دلار را بشماریم و به عظمت رقم آن پی ببریم ،

[[ کل هزینه فضاپیما کنجکاوی برای فرود و تحقیق در باره مریخ ۵/۲ میلیارد دلار و کل پروژه جدید ساختن پل بین عربستان و مصر بر روی دریا نیز 3 میلیارد دلار براورد شده است ]]


این بازی سفارتی که متضمن حیثیت کانادا میگردد و بهانه خوبی برای تحویل ندادن خاوری و بسته ماندن دهان او برای حفظ آبروی نداشته جمهوری اسلامی میگردد.//




از این بازیهای دیپلماتیک و بین المللی برای کمتر از مبلغ سه میلیارد دلار ، در این 33 سال کم ندیدیم و قهر کردن های جنجالی مطبوعاتی و بستن هرگونه تهمت و گفتن هرناروائی و آشتی کردن های بی سروصدا و یواشکی و پشت پرده را نیز بیاد داریم و برایمان عادی شده است .//


دولت حقوق بشر دوست و دمکراتیک کشور دوست و همسایه ( در مواقع عادی و سرمایه گزاری امثال رفسنجانی ها و طبسی ها و کنی ها و ... ) چندی برای حفظ وجهه بین المللی و بستن دهان مهاجران ایرانی تبار کانادا و اروپائی و آمریکائی ،با بستن سفارت و دادن مرخصی با حقوق به

کارمندانش ،جای هیچگونه اعتراض و بهانه را به دوست دشمن خود نمیدهد ودوباره پس از چندی که آبها از آسیاب افتاد و مبلغ فوق وارد چرخه پولی کانادا شد میتواند به سفارت خود در ایران بازگردد و همچنان از موهبت دلارها و مغز های ایرانی میتواند بهره مند و مستفیض بگردد.//




و دولت با حجب و حیا و آبرودار و متکی به رعایت اصول انسانی و اخلاقی جمهوری اسلامی هم که ، استاد استفاده از این جنجال ها و تنش ها برای پیشبرد اهداف خود بود و هست و میباشد .//




فقط بدانیم که این ممه را هم لولو برد ......

۱۳۹۱ شهریور ۱۵, چهارشنبه

شهریور پر از حکایت ، و شهریوری فقط با یک آمپول هوای پرشده از نفرت

شهریور پر از حکایت ، و شهریوری فقط با یک آمپول هوای پرشده از نفرت
برای کس یا کسانی که وجودشان در در نفرت و کینه و انتقام میسوزد ، ماه شهریور فقط میتواند بزرگنمائی یک قتل مشکوک و آمپول هوا باشد./
 
چراکه این افراد که مهری از میهن در دل ندارند نمیتوانند و نمیگویند که:
 
شهریور ،ماه حمله به مام میهن بود که اعلام بیطرفی کرده بود .
شهریور ماه ،هتک حرمت و چنگ کشیدن بر صورت ایران بانو بود و هست .//
 
شهریور ، ماه شهادت فرزند راستین میهن رئیسعلی دلواری ،آن شیرمرد دشتستانی و رهبر مبارزان بوشهری که پوزه انگلیس را به خاک مالیدند بود ،هست. چیزی که آنها فقط آمپول میبینند، بوئی از آن نبرده وآن دلاوری را نمیبینند. و ازو هیچ یاد نمیکنند //
 
شهریور ، ماه آغاز جنگ بود ،جنگی که جز هیچ ، هیچ برای ما نداشت ، جنگی که هشت سال مارا کشت و معلول و شیمیائی و اسیر و سیه پوش و سیه بخت کرد .//
 
شهریور ، ماه از دست دادن شهریار و شاملو هم هست نه فقط فرخی یزدی ....//
 
شهریور ماه آغاز اوپک ،بانک ملی ایران ،اتصال راه آهن شمال و جنوب و ماه آغاز ساخت آرامگاه فردوسی و آغاز نهضت جنگل و تشکیل کمیته مجازات و تصویب نخستین قانون آیین دادرسی مجلس شورای ملی و .............نیز هست .//
 
حکم آن است که از تمام اینها بگوئی و از آنها یاد کنی ، نه فقط بعمد ,  کینه و نفرت را گزینش کنی و برای تخریب و تهمت و توهین از شهریور بدین شکل نام ببری و بدان :
 
شهریور ماه خالی کردن عقده ها نیست ، ماه تخریب و تهمت و توهین نیست ،ماه ابراز وجود سراپا کینه و نفرت نیست ، ماه بدگوئی از رفتگان و یادآوری کارهای آنها نیست ، ماه جهالت و حماقت و بلاهت و نفرت و کینه ورزی و دفاع از اشتباه خود با تخریب چهره های خادم و ماندگار میهن نیست .//

۱۳۹۱ شهریور ۱۳, دوشنبه

ببینید و قضاوت کنید .........

ببینید و قضاوت کنید .........
لا کن من هم این مردم مسلمان غزه را به این هجوم وحشیانه که محکوم میکنم رژیم اشغالگر قدس را خدای تبارک و تعالی بدست مسلمین و صاحب الزمان است ...!!! تکبیر .....

۱۳۹۱ شهریور ۸, چهارشنبه

این همــه گدا گشــنه ...............

کل اقتــصاد 120 کــشور عــضو عدم تعهــد 14 درصــد اقتصــاد جهــانه،
اقتصــاد امریــکا به تنهــایی 25درصد اقتــصاد جهان!!

 یعنــی اگه یــه وزیر خارجــه امریکا میــومد ایران برا ما ســود بیشتــری داشــت تا این همــه گدا گشــنه هااااااااا!

********************************************
خبر رسیده بعضی از سران ونماینده ی کشورها......
هنگام ورود به فرودگاه با خودشون نقشه ی کشورشون رو هم آورده بودن

تا استقبال کننده های ما بدونن از کدوم نقطه تشریف آوردن
تازه شم دور اسم کشورشون رو با خودکار قرمز دایره کشیده بودن!!!


***********************************************


*************************************************************
خبرها حاکیست به دلیل کاهش جمعیت ناگهانی هشتاد درصدی کشور سنت وینست و گرادین به دلیل شرکت هیات بلندپایه مسئولان این کشور در اجلاس سران جنبش عدم تعهد، این کشور با بحران کمبود نیروی کار و سقوط آزاد واحد پول خود دچار شده است. مردم این کشور با برگزاری راهپیمایی سراسری چند نفره ای خواستار بازگشت هر چه سریعتر اعضای خانواده خود از اجلاس سران جنبش عدم تعهد شدند.//
*******************************************

یکی دیگر از نتایج برگزاری اجلاس سران عدم تعهد در تهران تبدیل دیکتاتوری وهابیون آل سعود، به کشور دوست و همسایه برادران اهل
سنت در ادبیات دیپلماتیک جهوری اسلامی بوده است.//

**********************************************

من تعجبم از اینکه ساختمون اجلاس توی ولنجکه
پس چرا موتوریای بدبخت رو توی شابدالعظیم میگیرن.
به این میگن امنیت اجتماعی!!!


*******************************************


  "رئیس جمهور مغولستان برای بازدید از آثار باستانی دوران مغول وارد ایران شد."
*******************************************
140 ميليون مسلمان، و آنجلينا جولييک روز بوش و اوباما در يک بار نشسته بودن.يک نفر ميرسه و ميپرسه :چيکار دارين مي کنين؟
بوش جواب مي ده:"داريم نقشه جنگ جهاني سوم رو تنظيم مي کنيم.
يارو مي پرسه: چه اتفاقي قراره بيافته ؟!
بوش ميگه: قراره ما 140 ميليون مسلمان، و آنجلينا جولي رو بکشيم!
يارو با تعجب ميگه: آنجلينا جولي !؟ چرا مي خواين آنجلينا جولي رو بکشيد؟!
بوش رو مي کنه به اوباما و ميگه: ديدي گفتم نگران کشتن 140 ميليون مسلمان نباش !